
اللَه شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحثِ این مجلّد: • تفسیر آیۀ نور • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور • خدا را میتوان دید، و خدا را با خدا میتوان شناخت • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمیهراسند • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفسپرستی است • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله • سلوک برای آمادهشدن جهت جذبه الهی است • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوشکردار • خداوند همهجا هست؛ چشم بگشا و ببین! • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل
اللَه شناسی ج1
281هیچ بندهاى به سوى من اسباب محبّت خود را فراهم نمىسازد كه محبوبتر باشد نزد من از آنچه را كه من بر وى حتم و واجب نمودهام. و بطور حتم و یقین بنده من به سوى من اسباب محبّتش را گرد مىآورد با بجا آوردن كارهاى مستحبّ، تا جائى كه من او را دوست دارم. پس چون من او را دوست داشتم، من گوش او هستم كه با آن مىشنود، و چشم او هستم كه با آن مىبیند، و زبان او هستم كه با آن سخن مىگوید، و دست او هستم كه با آن مىدهد و مىگیرد، و پاى او هستم كه با آن راه مىرود.
وقتىكه مرا بخواند اجابت مىكنم، و وقتىكه از من درخواست كند به او مىدهم.
و من هیچگاه تردّد ننمودم در چیزى كه مىخواستم آن را بجاى آورم مانند تردّدم در مرگ مؤمنى كه اراده داشتم او را بمیرانم؛ او مرگ را ناگوار مىداشت و من آزار و اذیت او را ناگوار مىداشتم.»
علّامه مجلسى رضوان اللَه علیه در «بحار الانوار» عین این روایت را سنداً و متناً از «محاسن» روایت كرده است.1
و كلینى با دو سند مختلف و قریب المضمون این حدیث را روایت نموده است:
اوّل: از محمّد بن یحیى از أحمد بن محمّد بن عیسى، و أبو علىّ اشعرى از محمّد بن عبد الجبّار؛ همگى از ابن فَضّال، از علىّ بن عُقْبه، از حمّاد بن بَشیر روایت نموده است كه گفت: من شنیدم از حضرت امام جعفر صادق أبا عبد اللَه علیه السّلام كه مىگفت:
- «: بحار الانوار» بابُ حبِّ اللَهِ تعالى، از طبع کمپانى: ج ١٥، قسمت دوّم، ص ٢٩؛ و از طبع اسلاميّه: ج ٧٠، ص ٢٢، حديث شماره ٢١
