
اللَه شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحثِ این مجلّد: • تفسیر آیۀ نور • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور • خدا را میتوان دید، و خدا را با خدا میتوان شناخت • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمیهراسند • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفسپرستی است • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله • سلوک برای آمادهشدن جهت جذبه الهی است • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوشکردار • خداوند همهجا هست؛ چشم بگشا و ببین! • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل
اللَه شناسی ج1
272«إقبال» یافت نشده است، چرا در «مفاتیح الجنان» فرمودهاند: «و لیكن سید ابن طاوس در «إقبال» بعد از یا رَبِّ یا رَبِّ یا رَبِ این زیادتى را ذكر فرموده است»؟
زیرا كه این عبارت، اسناد دعا را به سید ابن طاوس مىرساند. ایشان باید فرموده باشند: در بعضى از نسخ كتاب «إقبال» كه عتیقه نیستند این زیادتى دیده شده است.
حاصل سخن آنست که: این دعا، دعاى بسیار خوب با مضمون رشیق و عالى است، و خواندن آن در هر وقت مساعدى كه حال اقتضا كند ـ نه با تكلّف ـ مغتنم و مفید مىباشد؛ امّا إسناد آن به حضرت سید الشّهداء علیه السّلام جائز نیست. وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ أوَّلًا وَ آخِراً، وَ ظاهِراً وَ باطِناً.
نزد عرفاى عالىمقدار، پرده برگرفتن از رخ عبارت است از تجلّى جمال
بارى، عرفاى عالىمقدار از تجلّى ذاتى كه توأم با جمال بوده باشد، تعبیر به چهره نمایاندن یار و محبوب، و یا پرده برداشتن از رخسار، و یا نشان دادن سیما و صورت او مىنمایند. چنانكه خواجه شمس الدّین محمّد حافظ شیرازى أعلى اللَهُ تعالى رُتبتَه مىفرماید:
ساقى بیا که یار ز رخ پرده بر گرفت *** کار چراغ خلوتیان باز در گرفت آن شمع سر گرفته دگر چهره بر فروخت *** وین پیر سالخورده جوانى ز سر گرفت آن عشوه داد عشق که مفتى ز ره برفت *** و آن لطف کرد دوست که دشمن حذر گرفت بار غمى که خاطر ما خسته کرده بود *** عیسى دمى خدا بفرستاد و بر گرفت زنهار از آن عبارت شیرین دلفریب *** گوئى که پسته تو سخن در شکر گرفت
