
اللَه شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحثِ این مجلّد: • تفسیر آیۀ نور • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور • خدا را میتوان دید، و خدا را با خدا میتوان شناخت • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمیهراسند • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفسپرستی است • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله • سلوک برای آمادهشدن جهت جذبه الهی است • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوشکردار • خداوند همهجا هست؛ چشم بگشا و ببین! • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل
اللَه شناسی ج1
254أنْ یصِلَ إلَیكَ؟! أمْ كَیفَ أَشْكوا إلَیكَ حالى وَ هىَ لا تَخْفَى عَلَیكَ؟! أمْ كَیفَ اتَرْجِمُ لَكَ بِمَقالى وَ هُوَ مِنْكَ بَرَزَ إلَیكَ؟! أمْ كَیفَ تَخیبُ آمالى وَ هىَ قَدْ وَفَدَتْ إلَیكَ؟! أمْ كَیفَ لا تَحْسُنُ أحْوالى وَ بِكَ قامَتْ وَ إلَیكَ؟!
«بار خداوندا! چگونه تصوّر دارد كه تو مرا به خویشتن واگذار نمائى در حالتى كه كفیل و وكیل امور من بودهاى و از بدو امر خودت امورم را بعهده گرفتهاى (با ایصال منافع و دفع مضارّ و حركت در مراحل استعداد در هر حال)؟! و چگونه به من ظلم شود در حالتى كه تو ناصر و معین و یار من بودهاى براى رفع آفات و عاهات، و قبل از پیدایشم خودت را «نصیر» نامیدى؟! و چگونه من در آمال و مطالبم ناامید باشم با وجود آنكه تو رفیق لطیف من در هر حال بودهاى، و به خفایاى اسرار من مطّلع و براى ایصال آنها به من در هر یك از عوالم ملك و ملكوت با تمام قدرت و قوّت و احاطه و سیطره قیام نموده بودى؟!
هان اى خداى من! آگاه باش كه من فقط با نیازمندى و فقرم دست به دامان تو زدهام، با توسّل و تمسّكى كه چارهاى از آن امكان ندارد، و حقیقت فقر مرا به سویت كشانیده است. و چگونه من متوسّل و متمسّك گردم به غیر تو كه مُحال مىباشد بتواند خودش را به تو برساند؟! (چرا كه هر چه هست از ملك و ملكوت، زیر فرمان تست، نه بالاى فرمان یا مساوى فرمان.)
بلكه چگونه امكان دارد من احوالم را براى تو شرح دهم و شكوه نمایم در حالتى كه بر تو پنهان نمىباشد؟! بلكه چگونه امكان دارد من با گفتارم از احوالم براى تو پرده برگیرم و مخفیات درون را با سخن آشكار سازم در حالتى كه این گفتار هم از تست و به سوى تو در عالم ظهور آمده و براى تو ظاهر گردیده است؟!
بلكه چگونه امكان دارد كه تو آرزوهایم را بىنتیجه، و آمالم را با یأس و
