
اللَه شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحثِ این مجلّد: • تفسیر آیۀ نور • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور • خدا را میتوان دید، و خدا را با خدا میتوان شناخت • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمیهراسند • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفسپرستی است • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله • سلوک برای آمادهشدن جهت جذبه الهی است • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوشکردار • خداوند همهجا هست؛ چشم بگشا و ببین! • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل
اللَه شناسی ج1
252فقرات مناجات كه از توحید محض خبر مىدهد
٣ ـ إلَهى إنَّ اخْتِلافَ تَدْبیرِک وَ سُرْعَةَ حُلولِ مَقادیرِک، مَنَعا عِبادَک الْعارِفینَ بِک عَنِ السُّکونِ إلَى عَطاءٍ وَ الْیأْسِ مِنْک فى بَلاءٍ!
«بار خداوندا! اختلاف تدابیر تو در امر كائنات كه بدون منع و توقّف و تقیید و تسكینى به كار خود مشغول است، و با سرعت در پى یكدگر درآمدن واردات و حلول مقدّرات اندازه زده شده و به حدود مشخّص و معین به هم پیوسته در امر آفرینش و پیدایش حوادث، جلوگیر شدهاند از آنكه بندگان عارف و موحّد و شناساى ذات اقدمت را بگذارند كه به عطیه و نعمتى كه به آنان مرحمت مىكنى دلخوش و با آرامش باشند. و نیز جلوگیر شدهاند از آنكه در بلاء و امتحان و شدّت و فتنهاى كه بر ایشان وارد مىسازى مأیوس و نومید و دلسرد و مضطرب خاطر گردند. (چرا كه بقدرى ورود بلاها در عقب نعمتها و ورود نعمتها به دنبال بلاها، شدید و پىدرپى مانند چرخ دولاب، پیوسته مىگردد كه آرامش در برابر نعمت و ناآرامى در برابر نقمت، فقط براى جاهلان به مقام عزّ ربوبیت و بىمایگان به اسرار حرم و حریم تو متحقّق مىگردد؛ نه براى عارفان به تو و به جلال اقدس و جمال مقدّس، و اراده قاهره و مشیت بارزه جناب حضرت تو!»)
٤ ـ إلَهى مِنّى ما یلیقُ بِلُوْمى؛ وَ مِنْک ما یلیقُ بِکرَمِک!
«بار خداوندا! آنچه از ناحیه من صورت تحقّق به خود مىگیرد چیزهائیست مناسب با لئامت و زشتى و فرومایگى من؛ و آنچه از ناحیه تو صورت تحقّق به خود مىگیرد چیزهائیست مناسب با مجد و بزرگوارى و كرامت تو! (چرا كه من نیستم، و فقیرم، و حادثم، و عاجزم، و جاهلم؛ و این سیاهىهاى ناشى از ماهیت بیچاره من، مناسب با من است؛ و امّا تو وجود مطلقى، و غنىّ بالذّات، و قدیم بالأصاله، و قادر، و عالم مىباشى؛ و از این صفات جز بروز شرف و فضیلت و كرامت و مجد و عظمت سر نخواهد زد.)»
