
اللَه شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحثِ این مجلّد: • تفسیر آیۀ نور • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور • خدا را میتوان دید، و خدا را با خدا میتوان شناخت • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمیهراسند • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفسپرستی است • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله • سلوک برای آمادهشدن جهت جذبه الهی است • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوشکردار • خداوند همهجا هست؛ چشم بگشا و ببین! • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل
اللَه شناسی ج1
244یا مَنْ دَلَّ عَلَى ذَاتِهِ بِذَاتِهِ، وَ تَنَزَّهَ عَنْ مُجَانَسَةِ مَخْلُوقَاتِهِ
باید به سراغ «صحیفه علویه» و «صحیفه سجّادیه» رفت، و از آنها در راه معرفت حضرت ربّ العزّة مدد خواست!
«یا مَنْ دَلَّ عَلَى ذَاتِهِ بِذَاتِهِ، وَ تَنَزَّهَ عَنْ مُجَانَسَةِ مَخْلُوقَاتِهِ، وَ جَلَّ عَنْ مُلاءَمَةِ کیفِیاتِهِ. یا مَنْ قَرُبَ مِنْ خَطَرَاتِ الظُّنُونِ، وَ بَعُدَ عَنْ لَحَظَاتِ الْعُیونِ، وَ عَلِمَ بِمَا کانَ قَبْلَ أَنْ یکونَ.» را خوب فهمید!
«اى آنكه دلیل و رهنماى شناسائى ذات خودش را فقط ذات خودش قرار داده است، و از مجانست و مشابهت مخلوقاتش، تنزّه و تحذّر دارد، و از همرنگى و نزدیكى و پیوستگى با كیفیتهاى عالم خلقتش برتر و بالاتر آمده است. اى آنكه به واردههاى پندارى و خَطْرههاى فكرى و اندیشهاى نزدیك هستى، و از چشم انداخت چشمان و دیدگان دور مىباشى، و پیش از آنكه كائنات صورت وجود و تكوّن بر خود گیرند، تو به آنها اطّلاع و علم دارى!»
لَا إلَهَ إلَّا أَنتَ، سُبْحَانَک اللَهُمَّ وَ بِحَمْدِک! مَنْ ذَا یعْرِفُ قَدْرَک فَلَا یخَافُک؟! وَ مَنْ ذَا یعْلَمُ مَا أَنْتَ فَلَا یهَابُک؟!
«هیچ معبودى و مألوهى و مقصد و مقصودى جز تو نیست، خدایا! تو پاك و منزّه و مقدّس و مطهّر مىباشى از هر شائبه محدودیت و تشبیه! و این پاكى و تقدیس توأم با حمد و ستایش و سپاس و مجد و عظمت تو است! كدام كس در عالم هستى وجود دارد كه قدر و منزلتت را بشناسد، آنگاه از تو در خوف و خشیت نباشد؟! و كدام كس در دائره وجود، به وجود آمده است كه بداند كیستى تو و داراى كدام انیت و جوهره هستى مىباشى، و آنگاه از تو در هیبت و واكنش جلال و مجدت، غوطهور نگردد؟!»
فَیا مَنْ تَوَحَّدَ بِالْعِزِّ وَ الْبَقَاءِ، وَ قَهَرَ الْعِبَادَ بِالْمَوْتِ وَ الْفَنَاءِ!1
- فقراتى است از دعاى عظيم الشّأن معروف به دعاى صباح. مجلسى -->
