
اللَه شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحثِ این مجلّد: • تفسیر آیۀ نور • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور • خدا را میتوان دید، و خدا را با خدا میتوان شناخت • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمیهراسند • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفسپرستی است • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله • سلوک برای آمادهشدن جهت جذبه الهی است • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوشکردار • خداوند همهجا هست؛ چشم بگشا و ببین! • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل
اللَه شناسی ج1
243واقعاً آن پیرزن مىدانست كه خدا هست یا نه؟! بله مىدانست؛ از همین چرخه ریسندگى خویشتن. یقین هم داشت كه خدا موجود است، ولى از پشت هزار حجاب. آن دین العجائز، براى خود عجوزگان است نه براى مردان راه.
كسى نشسته است پشت دروازه و دیوار بلند شهر. و اجمالًا مىداند كه سر و صدائى كه در این شهر است ناشى از وجود سكنه آن مىباشد؛ ولى خیلى تفاوت دارد با كسى كه از دیوار بالا آید و اندرون شهر را با دوربینهاى قوىّ ببیند! و یا بهتر از آن دروازه را بگشاید و بیاید در خیابانها و شوارع و مشارع و اسواق و بازارها و مساجد شهر را ببیند؛ در مساجد و مدارس آن وارد شود، افرادش را شناسائى كند، از علماء و مدرّسین و طلّاب آن خبر گیرى نماید كه آیا چگونه درسى مىخوانند؟ معابد و مدارسش چگونه است؟ علماى عرفانى آن در چه سطحى مىباشند؟ مصلّاى آن چقدر وسعت دارد؟ آیا مردمان آن دستورات پزشكى اسلام را كاملًا رعایت مىنمایند یا محتاج به بیمارستان و درمانگاه و طبیب و دارو مىباشند؟!
آن فرد پشت جدار، با این فرد وارد در شهر و آشنا و مأنوس و دوست با آنان چه اندازه فرق دارد؟! در حقیقت ما بین مشرق و مغرب! گرچه هر دو با هم برادر بوده، و در یك مكان نشستهاند و در یكزمان زیست مىنمایند و صاحب یك پدر و مادر و خویشاوندان و اصل و نسب و سبب مىباشند!
پس از دین پیر زنان، و پى بردن از بَعره به بَعیر، و از پِشْك به حیوان موجود زنده و حىّ باید برون شد؛ حتماً باید سطح معلومات را افزود. زیرا این گونه معرفتها معرفت ضعفاء و معرفت اجمالى است. باید معرفت تفصیلى حاصل نمود. باید به سراغ أمیر المؤمنین علیه السّلام رفت. باید به سراغ «نهج البلاغه» و «توحید» صدوق رفت. باید به سراغ تفسیرهاى قوىّ و موشكاف از قرآن كریم رفت و جدّاً راه چاره را جستجو كرد
