
اللَه شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحثِ این مجلّد: • تفسیر آیۀ نور • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور • خدا را میتوان دید، و خدا را با خدا میتوان شناخت • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمیهراسند • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفسپرستی است • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله • سلوک برای آمادهشدن جهت جذبه الهی است • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوشکردار • خداوند همهجا هست؛ چشم بگشا و ببین! • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل
اللَه شناسی ج1
230ابیات راقیه شیخ بهائى در ملاقات خدا با او
شیخ بهاء الدّین عاملى (قدّه) در اشعار دلپذیر خود، قصائدى دارد كه دلالت بر حالات و مكاشفات خود مىكند. و از جمله قصیدهایست كه در آن به زیارت حضرت حقّ سبحانه و تعالى در مقام واحدیت موفّق مىآید. این قصیده شیوا با ابیات:
أیها اللاهى عَنِ الْعَهْدِ الْقَدیمْ *** أیها السّاهى عَنِ النَّهْجِ الْقَویمْ اسْتَمِعْ ما ذا یقولُ الْعَنْدَلیبْ *** حَیثُ یرْوى مِنْ أحادیث الْحَبیبْ مرحبا اى بلبل دستان حىّ *** کآمده از جانب بستان حىّ ما یریدُ الْحَىُّ أخْبِرْنى بِما *** قالَهُ فى حَقِّنا أهْلُ الْحِمَى هَلْ رَضوا عَنّا وَ قالوا لِلْوَفا *** أمْ عَلَى الْهِجْرِ اسْتَمَرّوا وَ الْجَفا مرحبا اى پیک فرّخ فال ما *** مرحبا اى مایه اقبال1 شروع مىشود و بر همین نهج ادامه مىدهد تا مىرسد به اینجا كه مىگوید:
یاد ایامى که با ما داشتى *** گاه خشم از ناز و گاهى آشتى - و ادامه آن، ابيات زير است:
مرحبا اى طوطى شکرشکن *** قُل فقَدْ أذهَبتَ عن قلبى الحَزَن
مرحبا اى عندليب خوشنوا *** فارغم كردى ز قيد ما سوا
اى نواهاى تو نارٌ مؤصده *** زد به هر بندم هزار آتشكده
مرحبا اى هدهد شهر سبا *** مرحبا اى پيك جانان مرحبا
بازگو از نجد و از ياران نجد *** تا در و ديوار را آرى به وجد
بازگو از زمزم و خَيف و منى *** وارهان دل از غم و جان از عنا
بازگو از مسكن و مأواى ما *** بازگو از يار بىپرواى ما
آنكه از ما بىسبب افشاند دست *** عهد را ببريد و پيمان را شكست
از زبانِ آن نگار تندخو *** از پى تسكين دل حرفى بگو
- و ادامه آن، ابيات زير است:
