
اللَه شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحثِ این مجلّد: • تفسیر آیۀ نور • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور • خدا را میتوان دید، و خدا را با خدا میتوان شناخت • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمیهراسند • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفسپرستی است • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله • سلوک برای آمادهشدن جهت جذبه الهی است • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوشکردار • خداوند همهجا هست؛ چشم بگشا و ببین! • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل
اللَه شناسی ج1
228به قدرى از بهاء و نور در آنجا مشاهده مىنمودم كه هیچ زبانى قادر بر توصیف آن نیست و هیچ گوشى توانائى قبول نقش آن را در خود ندارد.
پس چون آن شأن و مقام مرا غرق خود مىكرد، و آن نور و بهاء بر وجود من غلبه مىیافت و دیگر من در خود توان استقامت و تحمّل آن را نداشتم، از آن عالم به سوى عالم فكرت و اندیشه فرود مىآمدم. و این تفكّر و اندیشه مرا از آن نور، محجوب مىداشت. پس متحیر و متعجّب مىماندم كه چگونه من از آن عالم پائین آمدم، و تعجّب مىنمودم كه چگونه من خودم را مملوّ و سرشار از نور مشاهده كردهام، و این در صورتى بود كه نفس من با بدن من همان هیئت و شكل خود را دارا بود.
و در آن وقت به خاطر مىآوردم گفتار مطریوس را كه ما را امر به طلب و بحث از جوهر نفس شریف و ارتقاء به آن عالم عقلى مىكرد.1
شیخ مصلح الدّین سعدى شیرازى با اشارت و كنایت تمام این حالات و
- «کشکول» شيخ بهاء الدّين عاملى، طبع سنگى، ص ٢٧١؛ و طبع مصر: ج ٢، ص ٥٥ و ٥٦؛ و نظير اين جريان را افلوطين در کتاب «اثولوجيا» ص ٣٢، نسبت به خود نقل کرده است.
جورج جرداق در مقدّمه کتاب «علىٌّ و حقوق البشر» که جلد اوّل از «صوتُ العدالة الإنسانيّة» است، بنا به ترجمه آقاى عطاء اللَه محمّد سردارنيا در ص ١٨ و ١٩ آورده است:
«تاريخ ما از آن نقطه نظر که فصلى از تاريخ عمومى است کموبيش از اين مظالم را درک کرده است. براى نمونه، [ديونوس] ديونيسوس حاکم سيراکوس که ديکتاتورى پست و فرومايه بود فرمان داد تا أفلاطون حکيم را چون بردگان در بازار بفروشند. تا اينکه يکى از دوستان أفلاطون، حکيم را باز خريد و آزاد کرد.
ديونوس صغير چون بجاى پدر نشست، در مقام آزار او برآمد ولى حکيم نجات يافت. بار ديگر در مقام کشتنش برآمد که با وضعى شگفتانگيز به دستيارى يکى از شاگردانش از مهلکه جان بدر برد:»
- «کشکول» شيخ بهاء الدّين عاملى، طبع سنگى، ص ٢٧١؛ و طبع مصر: ج ٢، ص ٥٥ و ٥٦؛ و نظير اين جريان را افلوطين در کتاب «اثولوجيا» ص ٣٢، نسبت به خود نقل کرده است.
