
اللَه شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحثِ این مجلّد: • تفسیر آیۀ نور • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور • خدا را میتوان دید، و خدا را با خدا میتوان شناخت • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمیهراسند • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفسپرستی است • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله • سلوک برای آمادهشدن جهت جذبه الهی است • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوشکردار • خداوند همهجا هست؛ چشم بگشا و ببین! • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل
اللَه شناسی ج1
199جهل جائز مىدارى و در معرفت الهى سعى و اجتهاد نمىنمائى؟ مگر كه چنین دانستهاى كه تفكّر در معرفت اللَه ممنوع است و قصد حضرت نبىّ صلّى اللَه علیه و آله و سلّم آن است كه چنانچه عجائز را قدرتى بر تفكّر و استدلال نیست شما نیز به دین ایشان باشید، به آن معنى كه طلب معرفت یقینى ننمائید و اقتصار به مجرّد تقلید بكنید؛ و بهواسطه این فهم كج، خذلان جهل به خود راه داده و در راه طلب به قدم سعى نمىروى؟!
بدان كه به حقیقت، معنى این حدیث آنست كه در جمیع أحكام شرعیه از مأمورات و منهیات كه دین عبارت از اوست باید كه به طریق انقیاد و متابعت همچو عجایز باشند و به عقل و هواى نفس تصرّفى در آن ننمایند، و بىضرورتْ تأویلى كه خلاف ظاهر باشد نكنند، كه حكمت أحكام شرعیه به مجرّد عقل دریافته نمىشود؛ نه آنكه ترك تفكّر در معرفت اللَه نمایند و از طلب بازایستند و همچو عجایز در خانه تقلید محض ساكن شوند. شعر:
آن دلى کو هست خالى از طلب *** دائماً بادا پر از رنج و تعب آن سرى کو را هواى دوست نیست *** زو مجو مغزى که او جز پوست نیست جان که جویایت نباشد کو به کو *** مرده بىجان بود جانش مگو جان ندارد هر که جویاى تو نیست *** دل ندارد هر که شیداى تو نیست مراد از «عَلَیكُمْ بِدینِ الْعَجائِزِ» امر به انقیاد محض است نه نهى از تفكّر در معرفة اللَه
چون مراد از حدیث نه آنست كه به مجرّد تقلید اكتفا مىباید نمود،
