
اللَه شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحثِ این مجلّد: • تفسیر آیۀ نور • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور • خدا را میتوان دید، و خدا را با خدا میتوان شناخت • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمیهراسند • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفسپرستی است • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله • سلوک برای آمادهشدن جهت جذبه الهی است • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوشکردار • خداوند همهجا هست؛ چشم بگشا و ببین! • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل
اللَه شناسی ج1
1941
- -->درويش! مجموع أطباق سماوات و أرضين از سقفِ فلک اطلس تا به فرشِ زمين مسدّس مبنىّ بر محبّت حضرت اقدس است جلّ و علا. زليخا را مقصود از بنا و تصويرِ آن قصر، آن بود که يوسف چون در آن قصر درآيد و به اطراف و جوانب آن نظر کند، و در هر چه بيند، همه جمال وى مشاهده کند و سلسله عشق و محبّت در حرکت آيد. و مقصود از آفرينش اجرام عِلْوى و اجسام سفلى توجّه اين مشت خاک به جناب قدس آن حضرت بوده است؛ يا بْنَ آدَمَ! خَلَقْتُ الأشْياءَ کلَّها لَک وَ خَلَقْتُک لأجْلى. و هر چه خلعت وجودش پوشانيدهاند، جام شهودش نوشانيده و آئينه جمالنماى ذات و صفات خود گردانيده تا عارف در هر چه نگاه کند همه حسن و جمال محبوب خود بيند؛ چنانچه فقير تو گويد:
گر گشائى ديده دل، حسن او بينى همه *** ور ببندى ديده بدبين، نكو بينى همه
آفتابى را كه اندر روزن دل تافته است *** با همه ذرّات عالم روبرو بينى همه
ناظر حقّ باش در مرآت ذرّات وجود *** تا در اين آئينهها ديدار او بينى همه
عكس روى است آنكه مىتابد ز آئينه نه روى *** آينه بردار تا خود جمله رو بينى همه
يك سر مو گر شود از عالم وحدت پديد *** هر دو عالم كمتر از يك تار مو بينى همه
از گلستان معانى يك گلت نآمد بدست *** بس كه در گلزار صورت رنگ و بو بينى همه
باده وحدت به هر ظرفى نمىگنجد معين *** نيست اين زان مى كه در خمّ و سبو بينى همه»
و شيخ محيى الدّين عربى در «الفتوحات المکيّة»، طبع قديم در جلد سوّم (ص ١٢٣)، باب ٣٣٣ را با اين عنوان گشوده است: فى معرفة مَنزلِ «خَلَقْتُ الأشْياءَ مِنْ أجْلِک وَ خَلَقْتُک مِنْ أجْلِى؛ فَلا تَهْتِک ما خَلَقْتُ مِنْ أجْلى فيما خَلَقْتُ مِنْ أجْلِک».
و از طبع ١٣٩٥ هجريّه، در الجزء السّابع و العشرون، باب السّتّون، ص ٣٥٨ گويد: و أنزل فى التّوراة: «يا بْنَ آدَمَ! خَلَقْتُ الأشْياءَ مِنْ أجْلِک وَ خَلَقْتُک مِنْ أجْلى».
- -->درويش! مجموع أطباق سماوات و أرضين از سقفِ فلک اطلس تا به فرشِ زمين مسدّس مبنىّ بر محبّت حضرت اقدس است جلّ و علا. زليخا را مقصود از بنا و تصويرِ آن قصر، آن بود که يوسف چون در آن قصر درآيد و به اطراف و جوانب آن نظر کند، و در هر چه بيند، همه جمال وى مشاهده کند و سلسله عشق و محبّت در حرکت آيد. و مقصود از آفرينش اجرام عِلْوى و اجسام سفلى توجّه اين مشت خاک به جناب قدس آن حضرت بوده است؛ يا بْنَ آدَمَ! خَلَقْتُ الأشْياءَ کلَّها لَک وَ خَلَقْتُک لأجْلى. و هر چه خلعت وجودش پوشانيدهاند، جام شهودش نوشانيده و آئينه جمالنماى ذات و صفات خود گردانيده تا عارف در هر چه نگاه کند همه حسن و جمال محبوب خود بيند؛ چنانچه فقير تو گويد:
