
اللَه شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحثِ این مجلّد: • تفسیر آیۀ نور • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور • خدا را میتوان دید، و خدا را با خدا میتوان شناخت • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمیهراسند • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفسپرستی است • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله • سلوک برای آمادهشدن جهت جذبه الهی است • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوشکردار • خداوند همهجا هست؛ چشم بگشا و ببین! • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل
اللَه شناسی ج1
191على الدّوام متوجّه حقّ باشد. و عادت به صدق اقوال و افعال نماید. و از مشتهَیات و لذّات نفسانى إعراض كند و نفس را از رذائل اخلاق و نقائص أعمال مُزكَّى سازد. و به طاعات و عبادات بدنى به مقتضاى شرع شریف نبوىّ صلّى اللَه علیه و آله مشغول گردد، و از افراط و تفریط مُجتنب باشد. و از هر چه مانع توجّه او به جانب حقّ باشد بكلّى روى بگرداند. و قلّت كلام و قلّت منام و ذكر به دوام و قلّت طعام را ورد و شعار خود سازد. و یك دم بیرون از امر پیر نرود1.
و چون این مقدّمات و اسباب مرتّب گردانید، آینه دل سالك كه جام جهاننماى حقّ است به نور قدس و طهارت روشن، و از زنگ2 طبیعت مُصفَّى گردد.
و چون از این عالم سفلى ظلمانى قطع تعلّق نماید، روح او به پرواز و سیر عالم علوى درآید و عروج بر آسمانها و عرش و بالاى عرش حاصل شود، و با روحانیات و ملائكه مناسبات پیدا آید، و انوار الهى در دل پاك او تافتن گیرد؛ و او را به دیده سِرّ، لقاء اللَه كه غایت مقاصد و نهایت مرام است حاصل شود. شعر:
چون تو دیدى پرتو آن آفتاب *** تو نماندى باز شد آبى به آب قطره بودى گم شدى در بحر راز *** مىنیابى این زمان آن قطره باز گرچه گم گشتن نه کار هر کسى است *** در فنا گمگشتگان چون من بسى است شیخ مىفرماید كه: «بدان اكنون كه كردن مىتوانى» یعنى این زمان كه سرمایه عمر عزیز و اسباب این سیر و سلوك مهیا دارى، بدانكه انسان را از چنین3 كمالات مىتواند كه حاصل شود؛ بلكه انسان فى نفس الامر بجهت همین مخلوق است. پس آن مقدّمات كه موقوفٌ علیه حصول این كمالات است مرتّب گردان و اسباب آن را مهیا ساز و مقصود آفرینش حاصل كن.
«چو نتوانى چه سود آنگه كه دانى»؛ یعنى آن زمان كه قوّت بدنى كه
- نسخه «ز»: و يک قدم از امر پير بيرون ننهد
- نسخه «ز»: رنگ
- نسخه «ز»: را چنين
