
اللَه شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحثِ این مجلّد: • تفسیر آیۀ نور • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور • خدا را میتوان دید، و خدا را با خدا میتوان شناخت • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمیهراسند • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفسپرستی است • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله • سلوک برای آمادهشدن جهت جذبه الهی است • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوشکردار • خداوند همهجا هست؛ چشم بگشا و ببین! • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل
اللَه شناسی ج1
184زرّ خالص را و زرگر را خطر *** باشد از قلّاب خاین بیشتر چون هستى عالم، ظلّ وجود حقیقى است، و توهّم غیریتِ حقیقىِ وجود عالم خیال باطل است، و هر كه پندار غیریت دارد اسیر خواب غفلت است؛ فرمود كه: متن:
تو در خوابىّ و این دیدن خیال است *** هر آنچه دیدهاى از وى مثال است یعنى همچنانكه شخص در خواب، صورتى چند بیند كه مطابق واقع نباشد و در خواب پندارد كه آنها محقّقالوجودند و نداند كه آنها صور خیالیهاند كه در خارج وجود ندارند، تو كه عالم را وجود حقیقى مىپندارى در خواب غفلتى و نمىدانى كه وجود عالم را غیرْ دیدن، خیال باطل است؛ و هر چه تو دیدهاى بالحقیقه عكس و مثال وجود حقّ است كه از آئینه اعیان ممكنه نموده شده است و غیر حقّ را وجود نیست. شعر:
این نقشها که هست، سراسر نمایش است *** اندر نظر چو صورت بسیار آمده عالم، مثال ذات و ظلال صفات اوست *** نقش دوئى چو صورت پندار آمده چون در قیامت هر چه مخفى است، به حكم﴿يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ﴾1 ظاهر خواهد شد، فرمود كه: متن
به صبح حشر چون گردى تو بیدار *** بدانى کآن همه وهم است و پندار چون به حكم النَّاسُ نِیام فرمود كه: تو در خواب پندارى، بیدارى از این خواب غفلت به مرگست كه فَإذَا مَاتُوا انْتَبَهُوا2. و حشر به معنى جمع است
- آيه ٩، از سوره ٨٦: الطّارق
- «شرح منازل السّائرين» انتشارات بيدار، ص ٣٤، باب اليقظة: کما قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: النّاسُ نيامٌ، و «مرصاد العباد» ص ٤٦٨، تعليقه ٧: النّاسُ نيامٌ فَإذا ماتوا انْتَبَهوا. و در ص ٦٦٠ در توضيحش آورده است که: «روايتى است که در «زهر الآداب» به حضرت رسول [صلّى اللَه عليه و آله و سلّم] و در «شرح تعريف» به حضرت علىّ [عليه السّلام] منسوب است. ر ک: «احاديث مثنوى» ص ٨١.»
و در «الإنسان الکامل» عزيز الدّين نسفى در دو جا آمده است: ص ٢٧١ و ص ٤٢٦؛ و در «احاديث مثنوى» نيز در دو جا: اوّل در ص ٨١، شماره ٢٢٢
اين جهان وهم است، اندر ظنّ مايست *** گر رود در خواب دستى باك نيست
مناسب است با مضمون اين روايت: النّاسُ نيامٌ فَإذا ماتوا انْتَبَهوا. که در «زهر الآداب» طبع مصر، ج ١، ص ٦٠ منسوب به حضرت رسول صلّى اللَه عليه و آله؛ و در «شرح تعريف» ج ٣، ص ٩٨ منسوب است به مولاى متّقيان علىّ عليه السّلام».
«و دوّم در ص ١٤١، شماره: ٤٣٨
تا برآيد ناگهان صبح اجل *** وارهد از ظلمت ظنّ و دغل
مستفاد است از مضمون روايت الناسُ نيامٌ فَإذا ماتوا انْتَبَهوا. که شرحش در ذيل شماره ٢٢٢ مذکور است»
