
اللَه شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحثِ این مجلّد: • تفسیر آیۀ نور • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور • خدا را میتوان دید، و خدا را با خدا میتوان شناخت • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمیهراسند • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفسپرستی است • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله • سلوک برای آمادهشدن جهت جذبه الهی است • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوشکردار • خداوند همهجا هست؛ چشم بگشا و ببین! • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل
اللَه شناسی ج1
181غروب نموده و در صورت او مخفى گشته است. شعر:
با مغربى مغارب أسرار گشتهایم *** بىمغربى مشارق انوار گشتهایم1 و این دو سواد اعظماند در مقابل یكدیگر، و خلق هر دو را به حقیقت نهایتى نیست.
چون هر عالمى را مشرقى و مغربى است بلكه هر مرتبه و هر فردى از افراد موجودات را، فرمود كه: متن:
مشارق با مغارب هم بیندیش *** چو این عالم ندارد از یکى بیش بدانكه عالم الوهیت نسبت با عالم ربوبیت مشرقى است كه فیض از او به عالم ربوبیت مىرسد. و عالم ربوبیت نسبت با برزخ مثالى مشرقى است، و برزخ مثالى نسبت با شهادت مشرقى است كه فیض از هر یكى به ما تحت خود مىرسد. و باز هر عالمى از عوالم و هر مرتبهاى از مراتب و هر فردى از افراد مشرقى است كه آفتابِ اسمى از اسماء الهیه از او طالع شده، و به اعتبار دیگر مغربى است كه در تعین او نور آن اسم مختفى گشته است. و دل انسانى به حسب جامعیتِ مظهریت، صد مشرق و صد هزار مشرق بیش دارد، كه تمامت نجوم اسماء الهى از آن مشارق تابان مىشوند؛ و باز در مقابل هر یكى مغربى است. و عجائب و غرائب دل انسانى را غیر از سالكانى كه اهل تصفیهاند مشاهده نمىتوانند نمود. شعر:
عالم دل را نشانى دیگر است *** برّ و بحر و کار و شانى دیگر است صد هزاران آسمان و آفتاب *** مشترىّ و تیر و زهره ماهتاب هر یکى تابندهتر از دیگرى *** نور هر یک در گذشته از ثَرى هر یکى را برج دیگر منزل است *** این کسى داند که از اهل دل است - نسخه «ز» و «ديوان مغربى»: بودهايم
