
اللَه شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحثِ این مجلّد: • تفسیر آیۀ نور • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور • خدا را میتوان دید، و خدا را با خدا میتوان شناخت • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمیهراسند • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفسپرستی است • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله • سلوک برای آمادهشدن جهت جذبه الهی است • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوشکردار • خداوند همهجا هست؛ چشم بگشا و ببین! • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل
اللَه شناسی ج1
168تو از عالم همین لفظى شنیدى *** بیا برگو که از عالم چه دیدى؟! مىفرماید كه: از عالم كه مىگویند، تو همین لفظى شنیدى و ندانستهاى كه عالم بسیار است. زیرا گفته شد كه: عالَم آنست كه به او چیزى دانسته شود، و بدین معنى اشتقاق عالَم اظهر آنست كه از عِلْم است. پس تسمیه موجودات به عالم بواسطه آن است كه وسیله و آلت ادراك حقّ مىگردند همچو خاتم كه اسم چیزى است كه به آن ختم مىكنند.
و به این معنى اطلاق عالم بر مجموع اشیاء موجوده توان نمود، و به هر مرتبهاى بلكه به هر فردى نیز توان نمود؛ چو هر یكى آلت و وسیله ادراك حقّ مىشوند. و از این جهت مىفرماید كه: بیا و بگو كه از عالم چه دیدى؟! و به كدام ازین عوالم رسیدهاى؟! چو عوالمِ غیر محسوس بسیار است؛ و كثرت عوالم در أخبار آمده است؛ و اشاره به تفصیل آن نموده مىفرماید: متن:
چه دانستى ز صورت یا ز معنى؟ *** چه باشد آخرت چونست دنیا؟! مىفرماید كه از عالم صورت و معنى كه مىگویند، چه دانستهاى؟! بدان كه آنچه ادراك آن به حواسّ ظاهره مىتوان نمود صورت است و آنچه ادراك آن به حواسّ ظاهره نتوان نمود معنى است، و غیب و شهادت نیز مىگویند.
و دنیا عبارتست از این عالم كه نفس انسانى در او به بدن متعلّق است و بوسیله آلات بدنى كسب اخلاق و أعمال مىنمایند1 از سیئات و حسنات. و این را نشئه أُولى نیز مىخوانند. و آخرت عالمى است كه بعد از مفارقت بدن، در آنجا مجازات این اخلاق و أعمال مىیابد؛ إنْ خَیراً فَخَیرٌ وَ إنْ شَرًّا فَشَرٌّ.2
- نسخه «ز»: مىنمايد.
- ابن مالک در الفيّه خود در باب کان آورده است:
و يَحذِفونها و يبقون الخبر *** و بعدَ إنْ و لَو كثيراً ذا اشتهر
يعنى: «در بسيارى از اوقات کان را با اسمش حذف مىکنند و خبرش را باقى مىگذارند، و اين عمل در مورد إن و لو شرطيّتين بسيار اشتهار دارد.»
شارح الفيّه: ملّا جلال سيوطى در اينجا مىگويد: مثل قول او: «المرءُ مَجزىٌّ بعمله، إنْ خيراً فخيرٌ.» أى: إن کان عملُهُ خيراً.
و أبو طالب در حاشيه گويد: و در بعضى از کتب «النّاسُ مَجْزيّونَ بِأعْمالِهِمْ» وارد است، و گفته شده است: اين قول، حديث است. («النّهجة المرضيّة» خطّ عبد الرّحيم، ص ٥٥)
