
اللَه شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحثِ این مجلّد: • تفسیر آیۀ نور • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور • خدا را میتوان دید، و خدا را با خدا میتوان شناخت • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمیهراسند • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفسپرستی است • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله • سلوک برای آمادهشدن جهت جذبه الهی است • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوشکردار • خداوند همهجا هست؛ چشم بگشا و ببین! • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل
اللَه شناسی ج1
161«از حضرت امام أبو عبد اللَه جعفر بن محمّد الصّادق علیهما السّلام چون پرسیده شد: به چه چیز پروردگارت را شناختى؟!
فرمود: به حلّ كردن و باز كردن تصمیم و عزم، و به شكستن قصد و اراده؛ من تصمیم گرفتم كارى انجام دهم تصمیم مرا باز كرد و از میان برداشت؛ و قصد كردم براى عملى، او قصد مرا شكست!»
اینگونه معرفت كه در منطق به آن برهان «إنِّى» گویند، معرفت است از معلول به علّت، از مخلوق به خالق، از مصنوع به صانع.
اكتفا كردن به «دینُ العجائز» موجب خسران و ندامت و حسرت است
به آن پیرزن گفتند: خدا را از چه راه شناختهاى؟! گفت: از این چرخه ریسندگىام! زیرا چون دست به سوى آن مىبرم و دسته آن را به گردش در مىآورم، آن حركت مىكند و نخها را مىریسد و مبدّل به ریسمان مىنماید. و چون دست برمىدارم، آن مىایستد و متوقّف مىگردد، پشمها و پنبهها به حال خود باقى مىماند، دیگر نه رشتهاى رشته مىشود و نه ریسمانى تهیه مىگردد!
از آنجا دانستم كه این افلاك و ستارگان ثابت و سیار و این خورشید و ماه و این زمین و این دستگاه آفرینش، آفرینندهاى دارد كه اگر وقتى بخواهد توقّف كند تمام جهان هستى به دیار عدم مىروند؛ و چون در هر لحظه بدان، نیرو از جانب صاحب نیرو مىرسد، لهذا بر قرار و بر دوام مىباشند.
خبر دارى که سیاحان افلاک *** چرا گردند گرد مرکز خاک در این محرابگه معبودشان کیست *** وزین آمد شدن مقصودشان چیست چه مىخواهند از این محمل کشیدن *** چه مىجویند ازین منزل بریدن چرا این ثابت است آن منقلب نام *** که گفت این را بجُنب آن را بیارام مرا بر سرّ گردون رهبرى نیست *** جز آن کاین نقش دانم سرسرى نیست از این گردنده گنبدهاى پرنور *** بجز گردش چه شاید دیدن از دور بلى در طبع هر دانندهاى هست *** که با گردنده گردانندهاى هست
