
اللَه شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحثِ این مجلّد: • تفسیر آیۀ نور • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور • خدا را میتوان دید، و خدا را با خدا میتوان شناخت • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمیهراسند • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفسپرستی است • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله • سلوک برای آمادهشدن جهت جذبه الهی است • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوشکردار • خداوند همهجا هست؛ چشم بگشا و ببین! • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل
اللَه شناسی ج1
157از وى ار سایه نشانى مىدهد *** شمس هر دم نور جانى مىدهد سایه خواب آرد ترا همچون سمر1 *** چون بزاید شمس، انشقّ القَمر خود غریبى در جهان چون شمس نیست *** شمس جان باقیئى كش أمس2 نیست3 «عاشقان، كشتگان معشوقند»
شیخ مصلح الدّین سعدى شیرازى گوید:
«عاكفان كعبه جلالش به تقصیر عبادت معترف؛ كه ما عَبَدْناک حَقَّ عِبادَتِک، و واصفان حِلیه جمالش به تحیر منسوب؛ كه ما عَرَفْناک حَقَّ مَعْرِفَتِک!4
- سَمَر: افسانه
- أمْس: روز گذشته.
- «مثنوى» طبع ميرزا محمودى، ج ١، ص ٤، سطر ١٢ و سطر ١٦ و ١٧
- سمعانى در کتاب «رَوح الارواح فى شرح أسماءِ المَلِک الفتّاح» در ص ٥٤ گويد: «... و ملائکه ملوک مىآيند صومعههاى عبادت را آتش در زده، خرمنهاى تقديس و تسبيح را بر بادِ بىنيازى بر داده و مىگويند: ما عبَدْناک حقَّ عبادتِک. عارفان و موحّدان مىآيند دستافشانان که ما عَرفْناک حقَّ معرفتِک.»
و در ص ٥٩٦ گويد: «آنکه فريشتگاناند مىگويند: ما عبَدْناک حقَّ عبادتِک، آن سرمايه به باد دادن است؛ و آنکه آدميان گفتند: ما عرَفْناک حقَّ معرفتِک، و آن خرمن خود را آتش در زدن است.»
و نجيب مائل هروى در تعليقه خود در ص ٦٩٧ مىنويسد:
«ما عبَدْناک حقَّ عبادتِک: علاء الدّوله سمنانى مىنويسد: يکى از مسائل اصول که مختلف است ميان امام أبو حنيفه و امام شافعى آنست که أبو حنيفه مىگويد: ما عبَدْناک حقَّ عبادتِک و لکن عرَفْناک حقَّ معرفتِک، و شافعى مىگويد: ما عبَدْناک حقَّ عبادتِک أى ما عرَفْناک حقَّ معرفتِک. (چهل مجلس، ص ١٥٦ ـ ١٥٧).»
و علاء الدّوله سمنانى در العروة خود ص ٨٣ و ٨٤ گويد:
«و همچنين همه عارفان همين گفتهاند. امّا آنکه امام اعظم أبو حنيفه کوفى گفته: سبحانَک ما عبَدْناک حقَّ عبادتِک و ما شکرْناک حقَّ شُکرِک، و لکن عرَفْناک حقَّ معرفتِک؛ همين معنى دارد
