
اللَه شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحثِ این مجلّد: • تفسیر آیۀ نور • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور • خدا را میتوان دید، و خدا را با خدا میتوان شناخت • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمیهراسند • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفسپرستی است • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله • سلوک برای آمادهشدن جهت جذبه الهی است • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوشکردار • خداوند همهجا هست؛ چشم بگشا و ببین! • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل
اللَه شناسی ج1
155گفت مجنون من نمىترسم ز نیش *** صبر من از کوه سنگین است بیش منبلم1 بىزخم ناساید تنم *** عاشقم بر زخمها بر مىتنم لیك از لیلى وجود من پُر است *** این صدف پر از صفات آن دُر است ترسم اى فصّاد اگر فصدم كنى *** نیش را ناگاه بر لیلى زنى داند آن عقلى كه او دل روشنى است *** در میان لیلى و من فرق نیست من كیم لیلىّ و لیلى كیست من *** ما یكى روحیم اندر دو بدن2 خدا را با خدا باید شناخت؛ «آفتاب آمد دلیل آفتاب»
خداوند سبحانه و تعالى شأنه نور است و ظاهر، و همه موجودات را او به ظهور رسانیده است. انسان مىخواهد برسد به او؛ اینكه مخلوق است و ظهور، كجا و كى و چگونه امكان دارد به ظاهر برسد؟ وقتى از اظهارِ ظهور رفع ید نماید، متّصل بشود به شعاع و برگردد به مبدأ نور. برگردد به خورشید، و برود در ذات خورشید. آنجا دیگر شعاع نیست. خورشید، خورشید است. و لهذا ذات خورشید را غیر از خورشید، موجودى نمىتواند بشناسد.
ما هر چه خورشید را تعریف و تمجید و تحمید و تحسین نمائیم، كجا حقیقتش را توانستهایم بازگو كنیم؟ كجا خورشید را خواهیم دید؟ كجا گرماى خورشید را ادراك مىكنیم؟ كجا از عظمت خورشید و نفس خورشید و كیفیت و كمّیت آن اطّلاعى پیدا مىكنیم؟ ما میلیونها فرسنگ از خورشید دوریم كه فىالجمله حرارتى از آن به ما مىرسد. وقتى بخواهیم خورشید را نگاه كنیم باید با شیشه سیاه رنگى آن را مشاهده كنیم تا از پشت حجاب سیاه و تاریك فقط بتوانیم قرص آن را ملاحظه نمائیم
- مَنبَل: کاهل و بيکاره
- از ملّا محمّد بلخى رومى صاحب کتاب «مثنوى» در ج ٥، ص ٤٧٢، سطر ١٤، از طبع ميرخانى.
