
اللَه شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحثِ این مجلّد: • تفسیر آیۀ نور • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور • خدا را میتوان دید، و خدا را با خدا میتوان شناخت • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمیهراسند • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفسپرستی است • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله • سلوک برای آمادهشدن جهت جذبه الهی است • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوشکردار • خداوند همهجا هست؛ چشم بگشا و ببین! • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل
اللَه شناسی ج1
154عذاب خدا در نیمههاى شب گریان باشد؟
این گریه براى چیست؟ براى نظرهها و نگاههائى كه بغیر خدا افتاده است. براى شستشوى جرمها و كثافاتى مىباشد كه چشم بصر و چشم بصیرت را فراگرفته و نظر به لیلى بدون آن تطهیر و لاىروبى و شستشو امكانپذیر نمىباشد. پس شستشو، راه است و طریق به مقصد.
بعد از اینكه این راه طىّ شد، انسان مىرود بالاتر تا اینكه باید با خدا، خدا را بشناسد. آنجا دیگر خداست و غیر از او نیست. همه مراتب طىّ شده و این شخصِ گریه كرده، دیدگانش پاكیزه شده و نِساءِ حَىّ (زنان قبیله) هم وى را ملامت نمىكنند. مىرود، مىرود، نزد لیلى مىرود. دیگر عشقش مادّى نیست. عشق مجازى نمىباشد. لیلى بدن نیست؛ روح است و نفس مجرّد است. در این صورت اگر لیلى در مشرق عالم باشد و مجنون در مغرب عالم، با هم ارتباط دارند. خوب ادراك مىكند: امروز سر لیلى درد مىكند، لیلى خواب است، لیلى بیدار است، لیلى مریض است، لیلى سالم است ...
بسیارى از عاشقان از اصحاب رسول اكرم صلّى اللَه علیه و آله و اصحاب ائمّه معصومین صلوات اللَه علیهم اینچنین بودهاند. اوَیس یمانىّ قَرَنىّ اینگونه بوده است. اصولًا وجدانشان ادراك مىكرد منویات موالیان خودشان را. وجودشان مىفهمید مصالح و مفاسد خود را كه خواسته سروران و سیدان و سالارانشان بود. دندان پیغمبر در روز احُد شكست، در همان روز و همان ساعت دندان اویس هم در یمن شكست.
فریاد مجنون هنگام فَصْد، از نیشتر خوردن بر رگ لیلى
گویند: وقتى خواستند مجنون را فصد كنند (رگ زنند) فریادش بلند شد كه نه از جهت آنكه من از نیشتر نگرانم، بلكه مىترسم از اینكه این نیشتر به رگ لیلى بخورد، و شما كه در اینجا مرا فصد مىكنید دست لیلى را در دیار و بلاد خودش فصد كنید!
