
اللَه شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحثِ این مجلّد: • تفسیر آیۀ نور • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور • خدا را میتوان دید، و خدا را با خدا میتوان شناخت • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمیهراسند • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفسپرستی است • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله • سلوک برای آمادهشدن جهت جذبه الهی است • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوشکردار • خداوند همهجا هست؛ چشم بگشا و ببین! • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل
اللَه شناسی ج1
149ذاتیاتش باشد چگونه امكان دارد با چیز دیگرى متّحد شود و یا وصال میان آن و میان چیز دیگر برقرار گردد؟
جهت دوّم: با قطع نظر از آنچه ذكر نمودیم ممكن نیست میان دو جسم اتّصال صورت گیرد مگر به تلاقى دو سطح از آن دو تا. و سطح هم از حقیقت جسم و ذات آن خارج است. بنابراین امكانپذیر نیست وصول چیزى از محبّ به جسمى كه از معشوق مىباشد. زیرا آن چیز یا نفس اوست، یا جسم او، یا عرضى از عوارض نفس او یا بدن او. سیمى محال است بجهت استحاله انتقال عرض. و دویمى نیز محال است بجهت استحاله تداخل میان دو جسم. و تلاقى با اطراف و كنارههاى جسم هم دردى را دوا نمىنماید؛ نه طالب وصال را كه علیل است شفا مىبخشد، و نه تشنگىاش را فرومىنشاند.
امّا اوّل، آن نیز محال است؛ بعلّت آنكه نفسى از نفوس اگر فرض شود اتّصال آن به بدنى، حتماً باید نفس خود آن بدن بوده باشد، و در این صورت لازم مىآید آنكه بدن واحد داراى دو نفس باشد و آن ممتنع است.
و بدین سبب كه مطلوب، اتّحاد با صورت روحانیه است نه جسمانیه،1 اگر فرض شود كه براى عاشق میسور گردد غایت تمنّاى او كه عبارت باشد از نزدیكى به معشوقش و حضور در مجلس صحبت و گفتارش و مجالست با وى بدون حضور احدى، اگر تمام اینها میسّر و امكانپذیر گردد و مجلس را نیز از اغیار فارغ كنند، عاشق تمنّاى معانقه و بوسیدن مىنماید، اگر آنهم میسّر و
- حکيم سبزوارى (قدّه) در تعليقه آورده است:
«يعنى به سبب آنکه مطلوب همان اتّحاد با صورت روحانيّه است (آن صورتى که در نفس طالب به نحو تمکن و استقامت مىباشد، بلکه مطلوب، نفس طالب است لا غير) اين نحوه وصولها گوارا نمىباشد و فائدهاى نمىبخشد، زيرا که مقصود بالذّات نيستند
- حکيم سبزوارى (قدّه) در تعليقه آورده است:
