
اللَه شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحثِ این مجلّد: • تفسیر آیۀ نور • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور • خدا را میتوان دید، و خدا را با خدا میتوان شناخت • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمیهراسند • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفسپرستی است • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله • سلوک برای آمادهشدن جهت جذبه الهی است • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوشکردار • خداوند همهجا هست؛ چشم بگشا و ببین! • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل
اللَه شناسی ج1
137سلّم: اطْلُبُوا الْحَوَائِجَ عِنْدَ حِسَانِ الْوُجُوهِ1 «حوائج خود را از زیبا رویان طلب كنید.» استدلال نموده است، و موارد حلال و موارد حرام را عقلًا و شرعاً برشمرده است و روشن ساخته است كه شرع انور اسلام بر اساس برهان عقلى، راه تعشّق مذموم را مسدود كرده و راه تعشّق ممدوح را مفتوح نموده است.2
«رساله عشق» بو علىّ: خداوند و جمیع موجودات امكانیه صاحب عشق هستند
و در بحث عشق نفوس الهیه نیز مطلب را گسترش مىدهد تا مىرساند به اینجا كه مىگوید:
«اكنون معلوم شد كه علّت اولى داراست جمیع خیرات را، و براى او امكانى هم موجود نیست. پس علّت اولى (خداوند) خیر مطلق است هم برحسب حاقّ ذات خود و هم به اضافه بسوى جمیع موجودات. زیرا كه اوست سبب اوّل براى بقاء و قوام ممكنات و آنها شائق و عاشقند به كمالات علّت اولى. و اوست كه از جمیع جهات و به تمام حیثیات خیر مطلق است.
و ما از پیش گفتیم: كسى كه ادراك نماید خیرى را، قهراً عاشق آن خیر است. پس علّت اولى معشوق است براى نفوس متألّهه، و آن نفوس اعمّ از آنكه
- در «مکاتيب الرّسول» ج ٢، ص ٦١٤ به نقل از «کنز العمّال» آورده است: کتابُهُ صَلَّى اللَهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ إلَى عُمّالِهِ: إذا أبْرَدْتُمْ إلَىَّ بَريداً فَأبْرِدوهُ فَابْعَثوهُ حَسَنَ الْوَجْهِ حَسَنَ الاسْمِ.
- ملّاى رومى در مثنوى خود، ج ١، ص ٧ (از طبع ميرخانى) راجع به عشق مذموم گفته است:
عشقهائى کز پى رنگى بود *** عشق نبود عاقبت ننگى بود
و درباره عشق ممدوح گفته است:
عشقِ آن زنده گزين کو باقى است *** وز شراب جانفزايت ساقى است
عشق آن بگزين كه جمله انبياء *** يافتند از عشق وى كار و كيا
تو مگو ما را بدان شه بار نيست *** با كريمان كارها دشوار نيست
