
اللَه شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحثِ این مجلّد: • تفسیر آیۀ نور • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور • خدا را میتوان دید، و خدا را با خدا میتوان شناخت • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمیهراسند • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفسپرستی است • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله • سلوک برای آمادهشدن جهت جذبه الهی است • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوشکردار • خداوند همهجا هست؛ چشم بگشا و ببین! • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل
اللَه شناسی ج1
136ماهیتشان1 قرار داده شده است. « ـ انتهى كلام شیخ بهائى (ره).
ابتداى رساله با این عبارت شروع مىشود:
بِاسْمِكَ اللَهُمَّ وَ بِحَمْدِكَ، سَأَلْتَ أسْعَدَكَ اللَهُ یا عَبْدَ اللَهِ الْفَقیهَ الْمُعْصِرىَّ! أنْ أجْمَعَ لَكَ رِسالَةً تَتَضَمَّنُ إیضاحَ الْقَوْلِ فى الْعِشْقِ عَلَى سَبیلِ الإیجازِ فَأجَبْتُكَ ـ الخ.
این رساله را در هفت فصل ترتیب داده است:
اوّل: در ذكر سریان عشق در هر یك از هویات. دوّم: در ذكر عشق در جواهر بسیطه غیر حَیه، مثل هیولى و صورت و معادن و جمیع جمادات. سوّم: در ذكر عشق در موجودات و اشیائى كه داراى قوّه تغذیه دهنده مىباشند، از جهت این قوّه. چهارم: در ذكر وجود عشق در موجودات حیوانیه از جهت آنكه داراى قوّه حیوانیه هستند. پنجم: در ذكر عشق در ظُرَفاء و جوانمردان در برابر زیبا رویان. ششم: در ذكر عشق در نفوس الهیه. و هفتم: در خاتمه فصول كه جمعبندى و نتیجه گیرى مىكند.
این رساله، رساله برهانى است و مطالعهاش براى اهل نظر مفید مىباشد. در فصل پنجم كه در «عشق ظُرَفاء و فِتیان2 لِلأوْجُهِ الحِسان» است (عشق مردم كیس و زیرك و نیكوهیئت، و عشق جوانمردان به صورتهاى جمیل) مطلب را گسترش داده است و به حدیث نبوىّ صلّى اللَه علیه و آله و
- عرفاء به ماهيّت، عين ثابت گفتهاند، و تعيّن هم گفتهاند؛ و در اخبار به نام طينت که به معنى سرشت است آمده است.
- ظُرَفاء جمع ظريف است. ظَرُفَ ـُـ ظَرْفاً و ظَرافَةً: کانَ کيِّساً حَسَنَ الهَيْئة، کانَ ذَکيّاً بارعاً، فهو ظريف؛ ج: ظُرَفاء و ظِراف و ظُرُف و ظُرُوف و ظَريفون.
و فِتْيان جمع فَتَى است، و هو الشّابّ الحَدَث، السَّخىُّ الکريم؛ ج: فِتْيان و فِتْيَة و فِتْوَة و فُتُوّ و فُتِىّ و فِتِىّ.
