
اللَه شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحثِ این مجلّد: • تفسیر آیۀ نور • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور • خدا را میتوان دید، و خدا را با خدا میتوان شناخت • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمیهراسند • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفسپرستی است • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله • سلوک برای آمادهشدن جهت جذبه الهی است • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوشکردار • خداوند همهجا هست؛ چشم بگشا و ببین! • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل
اللَه شناسی ج1
113در بحر عمیق غوطه خواهم خوردن *** یا غرقه شدن یا گهرى آوردن کار تو مخاطره ست خواهم کردن *** یا سرخ کنم روى ز تو یا گردن جمله گفتند: اگر این صیاد، به صیادى بر ما مسابقت نماید و در این میدان گوىِ دعوى به چوگان معنى برباید و كارى كند كه ما ندانیم كرد و شكارى كند كه ما نتوانیم كرد، جمله كمر خدمت او بر میان جان بندیم و سجود او را به دل و جان خرسندیم.1 « ـ تا آخر مطالب نفیسه او.
لِى مَعَ اللَهِ وَقْتٌ لَا یسَعُنِى فِیهِ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِىٌّ مُرْسَلٌ
بارى، اشاره بدین مقام استغراق و جامع الجمعى رسول اللَه صلّى اللَه علیه و آله و پیروان حقیقى او دارد ـ كه جبرئیل را توان آن نبود كه در آن داخل شود، و دم از احتراق ذات خود در آنجا زد ـ روایت منقولهاى از پیغمبر خدا كه:
لِى مَعَ اللَهِ وَقْتٌ لَا یسَعُنِى فِیهِ مَلَک مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِىٌّ مُرْسَلٌ.
«براى من در خلوتگاه با خدا، وقت خاصّى است كه در آن هنگام نه فرشته مقرّبى و نه پیامبر مرسلى، گنجایش صحبت و انس و برخورد مرا با خدا ندارند.»2
- «مرصاد العباد» ص ٣٨١ و ٣٨٢
- و دلالت بر اين مقام دارد فقره زيارت جامعه کبيره:
فَبَلَغَ اللَهُ بِکمْ أشْرَفَ مَحَلِّ الْمُکرَّمينَ وَ أعْلَى مَنازِلِ الْمُقَرَّبينَ وَ أرْفَعَ دَرَجاتِ الْمُرْسَلينَ، حَيْثُ لا يَلْحَقُهُ لاحِقٌ وَ لا يَفوقُهُ فائِقٌ وَ لا يَسْبِقُهُ سابِقٌ وَ لا يَطْمَعُ فى إدْراکهِ طامِعٌ، حَتَّى لا يَبْقَى مَلَک مُقَرَّبٌ وَ لا نَبىٌّ مُرْسَلٌ وَ لا صِدّيقٌ وَ لا شَهيدٌ وَ لا عالِمٌ وَ لا جاهِلٌ وَ لا دَنىٌّ وَ لا فاضِلٌ وَ لا مُؤْمِنٌ صالِحٌ وَ لا فاجِرٌ طالِحٌ وَ لا جَبّارٌ عَنيدٌ وَ لا شَيْطانٌ مَريدٌ وَ لا خَلْقٌ فيما بَيْنَ ذَلِک شَهيدٌ إلّا عَرَّفَهُمْ جَلالَةَ أمْرِکمْ وَ عِظَمَ خَطَرِکمْ وَ کبَرَ شَأْنِکمْ وَ تَمامَ نورِکمْ وَ صِدْقَ مَقاعِدِکمْ وَ ثَباتَ مَقامِکمْ وَ شَرَفَ مَحَلِّکمْ وَ مَنْزِلَتِکمْ عِنْدَهُ وَ کرامَتِکمْ عَلَيْهِ وَ خاصَّتَکمْ لَدَيْهِ وَ قُرْبَ مَنْزِلَتِکمْ مِنْهُ.
اين زيارت از جمله زيارتهاى مهمّهايست که در «مفاتيح الجنان» طبع اسلاميّه (١٣٧٩ هجريّه قمريّه) از ص ٥٤٤ تا ص ٥٥٠ وارد است، و آن را از شيخ صدوق در «فقيه» و «عيون» از موسى بن عبد اللَه نخعى روايت کرده است. -->
