
اللَه شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحثِ این مجلّد: • تفسیر آیۀ نور • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور • خدا را میتوان دید، و خدا را با خدا میتوان شناخت • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمیهراسند • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفسپرستی است • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله • سلوک برای آمادهشدن جهت جذبه الهی است • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوشکردار • خداوند همهجا هست؛ چشم بگشا و ببین! • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل
اللَه شناسی ج1
108بعضى از بزرگترین آیات خدا را مشاهده نموده است.»؛ و آیات خدا غیر از خود خدا مىباشند.»
أقول: ظاهراً كلام امام علیه السّلام براى مُلزَم نمودن أبو قرّه وارد شده است. زیرا او مىخواسته است اثبات نماید كه خداوند را با چشم حسّ مىتوان دید.
حضرت وى را الزام كردند كه رؤیت، تعلّق به آیات اللَه گرفته است، و آیات اللَه غیر اللَه مىباشند. و این منافات ندارد با آنكه رؤیت آیات از جهت آنكه آیات او هستند، رویت او مىباشد؛ و اگرچه آیات او غیر او هستند.
و این رؤیت فقط انحصار به قلب دارد، همانطور كه بسیارى از روآیات، در این معنى بیان شد.
و در «تفسیر قمّى» با إسناد خود به إسماعیل جُعْفى از حضرت امام أبو جعفر محمّدٌ الباقر علیه السّلام در ضمن بیان حدیث طویلى وارد است كه:
فَلَمَّا انْتَهَى بِهِ إلَى سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى، تَخَلَّفَ عَنْهُ جَبْرَئِیلُ. فَقَالَ رَسُولُ اللَهِ صَلَّى اللَهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ: فِى هَذَا الْمَوْضِعِ تَخْذُلُنِى؟!
فَقَالَ: تَقَدَّمْ أَمَامَک! فَوَ اللَهِ لَقَدْ بَلَغْتَ مَبْلَغًا لَمْ یبْلُغْهُ أَحَدٌ مِنْ خَلْقِ اللَهِ قَبْلَک! فَرَأَیتُ مِنْ نُورِ رَبِّى، وَ حَالَ بَینِى وَ بَینَهُ السُّبْحَةُ.1
قُلْتُ: وَ مَا السُّبْحَةُ جُعِلْتُ فِدَاک؟! فَأَوْمَى بِوَجْهِهِ إلَى الارْضِ وَ أَوْمَأَ بِیدِهِ إلَى السَّمَاءِ وَ هُوَ یقُولُ: جَلَالُ رَبِّى! جَلَالُ رَبِّى! ثَلَاثَ مَرَّاتٍ.
«چون پیغمبر صلّى اللَه علیه و آله به سِدرة المنتهى رسید، جبرئیل از وى عقب ماند. رسول اللَه به وى گفت: آیا در این موضع مرا تنها و بدون معین
- سُبحَةُ اللَه: جَلالُه، ج: سُبَح. و سُبُحاتُ وَجهِ اللَه: أنوارُه، أو ما يُسبَّح به من دلائلِ عظمتِه.
