اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اللَه شناسی ج1

0
اعتقادات
جلد ها

جلد اول از مجموعۀ «الله‌شناسی» تألیف ارزشمند علامه آیت‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی ـ قدّس‌سرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  اهم مباحثِ این مجلّد:  • تفسیر آیۀ نور  • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه  • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور  • خدا را می‌توان دید، و خدا را با خدا می‌توان شناخت  • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست   • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمی‌هراسند  • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفس‌پرستی است  • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله  • سلوک برای آماده‌شدن جهت جذبه الهی است  • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوش‌کردار  • خداوند همه‌جا هست؛ چشم بگشا و ببین!  • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست  • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا  • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل

اللَه شناسی ج1

62
  • اندازه‌زننده نور، اى نور هر نور، اى نور پیش از هر نور، اى نور پس از هر نور، اى نور بالاى هر نور، اى نورى كه همانند آن نور نمى‌باشد.»

  •  و در مناجات شعبانیه آمده است:

  • إلَهِى هَبْ لِى کمَالَ الانْقِطَاعِ إلَیک، وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِیاءِ نَظَرِهَا إلَیک، حَتَّى تَخْرِقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ، وَ تَصِیرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِک.1

  •  «بار خداوند! به من عنایت فرما كمال و نهایت انقطاع به سوى خودت را، و چشمان دلهایمان را به نور و درخشش نظرشان به سویت نورانى كن، تا به جائى رسد كه چشمان دلهایمان حجابهاى نور را بشكافد و به معدن عظمت وصول یابد، و روحهایمان به مقام عزّ قدس تو متعلّق گردد.»

  •  تا مى‌رسد به اینجا كه عرضه مى‌دارد:

  •  إلَهِى وَ أَلْحِقْنِى بِنُورِ عِزِّک الأبْهَجِ، فَأَکونَ لَک عَارِفاً وَ عَنْ سِوَاک مُنْحَرِفًا وَ مِنْک خَائِفاً مُرَاقِباً، یا ذَا الْجَلَالِ وَ الإکرَامِ.2

  •  «بار خداوندا! و مرا به بهجت‌انگیزترین نور مقام عزّتت ملحق گردان، تا آنكه به تو عارف شوم و از ما سوایت منحرف گردم و پیوسته از تو در خوف و مراقبت باشم، اى خداوند صاحب صفت جلال و صفت جمال!»3

    1. همان مصدر، ص ١٥٨ و ١٥٩، به نقل از ابن خالويه، و او گفته است: حضرت أمير المؤمنين و امامان عليهم السّلام در ماه شعبان مى‌خوانده‌اند.
    2. همان مصدر، ص ١٥٨ و ١٥٩، به نقل از ابن خالويه، و او گفته است: حضرت أمير المؤمنين و امامان عليهم السّلام در ماه شعبان مى‌خوانده‌اند.
    3. تمثيل آيه مبارکه نور بر حالات مختلفه نفس سالک إلى اللَه، از زيباترين تمثيلات در اين مقام مى‌باشد. و چه شايسته است ما در اينجا عين عبارت استاد سلوک و عرفان آية الحقّ و الإيقان سيّد مهدىّ بحرالعلوم را در رساله منسوب به ايشان نقل نمائيم. 
      وى مى‌گويد:
      «و امّا آثار و فيوضات آن را سالک خود مى‌بيند. و از جمله آثار، حصول انوار است در قلب. و ابتدا به شکل چراغى است و بعد شعله و بعد کوکب و بعد قمر و بعد شمس، و بعد فرومى‌گيرد و از لون و شکل عارى مى‌گردد. و بسيار بصورت برقى مى‌باشد. و گاه بصورت مشکاة و قنديل مى‌شود، و اين دو اکثر از فعل و معرفت حاصل مى‌شود و سوابق از ذکر. و به مرتبه اوّل اشاره فرموده است حضرت أبى جعفر عليه السّلام چنانکه ثقة الإسلام در «کافى» روايت کرده است که حضرت در بيان اقسام قلوب فرموده: وَ قَلْبٌ أزْهَرُ أجْرَدُ. فَقُلْتُ: وَ ما الازْهَرُ؟ فَقالَ:‌ فيهِ کهَيْئَةِ السِّراجِ‌ ـ إلَى أنْ قالَ: وَ أمّا الْقَلْبُ الازْهَرُ فَقَلْبُ الْمُؤْمِنِ. و بعضى از اين مراتب را حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام اشاره فرموده که: قَدْ أحْيَا قَلْبَهُ وَ أماتَ نَفْسَهُ حَتَّى دَقَّ جَليلُهُ وَ لَطُفَ غَليظُهُ وَ بَرَقَ لَهُ لامِعٌ کثيرُ الْبَرْقِ. 
      و يکى از بطون کريمه‌ ﴿اللَهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَ الارْضِ‌﴾ شرح اين مراحل است؛ چه در اين احوال، شخص انسانى مشکاتى مى‌گردد که در آن زجاجه‌ايست که قلب باشد، و در آن زجاجه مصباحى است که نور مذکور باشد، و دل بعد از نشر آن مانند کوکب درّىّ مى‌شود، افروخته شده است که نور شجره مبارکه کثير النّفع که نورانيّت و روحانيّت ذکر خداست که نه از شرق حاصل شده و نه از غرب، بلکه از راه باطن که نه شرقى است و نه غربى هويدا گشته. ﴿وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ﴾ يعنى و اگر غافل از ذکر خدا نشود که به نصّ‌ ﴿وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ‌﴾ موجب مقارنت شيطان که مخلوق از نار است‌ ﴿نُورٌ عَلى‌ نُورٍ﴾ بر نور آن مى‌افزايد تا همه آن نور گردد. وَ هَذِهِ الزُّجاجَةُ ﴿فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكرَ فِيهَا اسْمُهُ‌﴾. و در بيان‌ ﴿مَثَلُ نُورِهِ‌﴾ مى‌فرمايد که: ﴿يُسَبِّحُ لَهُ فِيها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ* رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكرِ اللَهِ‌﴾.»1 «رساله سير و سلوک منسوب به بحر العلوم» با مقدّمه و شرح سيّد محمّد حسين حسينى طهرانى، انتشارات حکمت، ص ١٩٤ تا ص ١٩٧ از طبع أوّل، و از طبع دوّم: ص ٢٠٥ تا ص ٢٠٨)
      (١) يعنى در بيان تحقّق و مصداق اين نور مى‌فرمايد که رجالى هستند که در آن بيوت هر صبح و شب خدا را تسبيح مى‌کنند.