اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اللَه شناسی ج1

0
اعتقادات
جلد ها

جلد اول از مجموعۀ «الله‌شناسی» تألیف ارزشمند علامه آیت‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی ـ قدّس‌سرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  اهم مباحثِ این مجلّد:  • تفسیر آیۀ نور  • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه  • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور  • خدا را می‌توان دید، و خدا را با خدا می‌توان شناخت  • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست   • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمی‌هراسند  • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفس‌پرستی است  • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله  • سلوک برای آماده‌شدن جهت جذبه الهی است  • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوش‌کردار  • خداوند همه‌جا هست؛ چشم بگشا و ببین!  • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست  • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا  • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل

اللَه شناسی ج1

148
  • «فإذا أبْصَرْتَنى أبْصَرْتَهُ‌***وَ إذا أبْصَرْتَهُ أبْصَرْتَنَا (٢)
  •  ١ ـ من كسى هستم كه هواى او را دارم، و كسى كه هواى او را دارم من است؛ ما دو تا روح مى‌باشیم كه در یك بدن وارد شده‌ایم.

  •  ٢ ـ پس هنگامى كه تو مرا ببینى او را دیده‌اى؛ و هنگامى كه او را ببینى ما را دیدار كرده‌اى!

  • اتّصال واقعى میان دو جسم محال است؛ تعشّق میان دو جسم محال است‌

  •  على هذا نباید پنهان باشد كه اتّحاد در بین دو چیز تصوّر ندارد مگر همان‌طورى‌كه ما تحقیق آن را نموده‌ایم؛ و آن از خواصّ امور روحانیه و احوال نفسانیه مى‌باشد. و امّا اجسام و جسمانیات ابداً امكان ندارد در میانشان اتّحاد برقرار شود، بلكه آنچه كه متحقّق مى‌شود مجرّد مجاورت و ممازجت و تماسّ مى‌باشد لا غیر. بلكه قول محقّق آنست كه اصولًا در این عالم وصالى پیدا نمى‌شود و در این نشئه، ذاتى به ذات دیگر نمى‌رسد ابداً، به دو جهت:

  •  جهت اوّل: چون در حال و امرِ جسم واحدى تحقیق به عمل بیاوریم معلوم مى‌گردد كه آن جسم در وجود و تحقّقش مشوب مى‌باشد به فقدان و غیبت. زیرا هر جزئى از اجزاء آن پنهان و مفقود است از جزء دیگرى كه پهلوى آن است و از آن مفارقت دارد. بنابراین، این اتّصال در میان اجزائش عین انفصال است، الّا آنكه چون در میان آن اجزاء جسم مباینى و یا فضائى خالى وجود ندارد، و همچنین سطحى در خلالشان پدیدار نمى‌گردد مى‌گویند آن متّصلِ واحد است. و وحدت آن وحدت خالص از كثرت نمى‌باشد. پس زمانى كه حال جسم در حدّ ذات خود این‌چنین باشد و عدم حضور و وحدت از