اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اللَه شناسی ج1

0
اعتقادات
جلد ها

جلد اول از مجموعۀ «الله‌شناسی» تألیف ارزشمند علامه آیت‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی ـ قدّس‌سرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  اهم مباحثِ این مجلّد:  • تفسیر آیۀ نور  • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه  • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور  • خدا را می‌توان دید، و خدا را با خدا می‌توان شناخت  • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست   • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمی‌هراسند  • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفس‌پرستی است  • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله  • سلوک برای آماده‌شدن جهت جذبه الهی است  • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوش‌کردار  • خداوند همه‌جا هست؛ چشم بگشا و ببین!  • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست  • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا  • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل

اللَه شناسی ج1

58
  •  و ایضاً آورده است: «این طائفه اصحاب میمنه‌اند، مشرب ایشان از عالم اعمالست، معاد ایشان درجات جنّات نعیم باشد. مع‌هذا این طائفه را به معرفت ذات و صفات خداوندى به حقیقت راه نیست، كه به آفت حُجُب صفات روحانى نورانى هنوز گرفتارند؛ كه‌ إنَّ لِلَّهِ [تَعَالَى] سَبْعِینَ أَلْفَ حِجَابٍ مِنْ نُورٍ وَ ظُلْمَة1.

    1. اين روايت را در «مرصاد العباد» ص ١٠١ و ص ٣١١ ذکر نموده است. و ملّا عبد الرّزّاق کاشانى در شرح «منازل السّائرين» از انتشارات بيدار، در ص ٧ و ص ٢٩٠؛ و معلّق کتاب در ص ٤١٥ ذکر کرده است.
      علّامه محمّد بن محمود آملى در کتاب «نفائس الفنون» در ج ٢، ص ٥٩ و ٦٠ آورده است:
      «فصل هشتم: در بيان مشاهدات انوار و مراتب آن»: قال اللَه تعالى: ﴿ما كذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى‌* أَ فَتُمارُونَهُ عَلى‌ ما يَرى‌* وَ لَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرى‌﴾. بدانکه چون آينه دل به تدريج از تصرّف مصقلة ذکر صقالت يابد و زنگ طبيعت و ظلمت بشريّت ازو محو شود، قابل ظهور انوار غيبىِ قوى‌تر بود. و آن انوار در بدايت حال که هنوز خيال را درو تصرّفى باشد، بر مثال شمعى و چراغ و مشعله و آتشها افروخته نمايد. و بعد از آن انوار علوى بديد آيد، و در ابتدا بصورت کواکب خُرد و بعد از آن بصورت قمر پس بصورت شمس تا که انوار مجرّد از محالّ ظاهر شود. و چون انوار بکلّى از حجب بيرون آيد و خيال را در آن مجال تصرّفى نماند، الوان و اشکال صورت نبندد، پس بى‌رنگى و شکلى و بى‌کيفيّت و هيئتى مشاهده افتد؛ چه شکل و لون نور بواسطه آلايش صفات بشرى بود که نظر روح از پس حجاب خيال ادراک کند و چون با روحانيّتِ صرف افتد و از حجاب خيال بيرون آيد آن اشکال و الوان منتفى شود. و هر چند به حکم: ﴿اللَهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ‌﴾ مظهر انوار به جملگى حضرت پروردگار است و کثرت و قلّت آن بحسب صفاى قلب و صقالت آن از ظلمت بشريّت، ليکن بواسطه آنکه منشأ مشاهده آن متنوّع است لا جرم ظهور آن بحسب منشأ مختلف باشد.
      و از آن انوار هر آنچه به شکل امور سفلى نمايد چون بُروق و لوامع و لوائح و مشاعل و قناديل و مصابيح، آن را انوار ارضى خوانند؛ و هر آنچه به شکل اجرام علوى نمايد همچون کواکب و اقمار و شموس، انوار سماوى.
      پس اگر منشأ مشاهده آن، ذکر باشد بصورت برق نمايد، و اگر منشأ مشاهده آن معرفت بود بصورت مشکات و قنديل نمايد.
      و از اينجاست که حقّ تعالى فرمود: ﴿اللَهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ‌﴾ يعنى مظهر انوار سماوى و ارضى حضرت آفريدگار است، و نور عرفان او مر سالک را بصورت مشکات ظاهر شود. و اگر منشأ مشاهده آن، روحانيّت بود که بر سماوى قلب به قدر صقالت آن ظاهر شود، به مثال کواکب و اقمار و شموس نمايد. مثلًا اگر آينه دل بقدر کوکبى صافى باشد، نور روح به مقدار آن کوکب مشاهده افتد، و اگر آينه دل تمام صافى شود ماه تمام بيند، و اگر از کدورت بقيّه‌اى باشد ماه ناقص بيند، و چون آينه دل بکمال صفا گيرد و پذيراى نور روح شود، بر مثال خورشيد مشاهده افتد؛ و چندانکه صفا زيادتر، خورشيد درخشنده‌تر شود. و اگر ماه و خورشيد به‌يک‌بار مشاهده افتد، ماه دل بود که از عکس نور روح منوّر شده باشد و خورشيد روح. و گاه بود که پرتو انوار صفات حقّ عزّ و علا از پسِ حجب روحانى عکس بر آينه دل اندازد، به قدر صفاى آن.»