اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اللَه شناسی ج1

0
اعتقادات
جلد ها

جلد اول از مجموعۀ «الله‌شناسی» تألیف ارزشمند علامه آیت‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی ـ قدّس‌سرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  اهم مباحثِ این مجلّد:  • تفسیر آیۀ نور  • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه  • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور  • خدا را می‌توان دید، و خدا را با خدا می‌توان شناخت  • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست   • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمی‌هراسند  • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفس‌پرستی است  • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله  • سلوک برای آماده‌شدن جهت جذبه الهی است  • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوش‌کردار  • خداوند همه‌جا هست؛ چشم بگشا و ببین!  • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست  • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا  • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل

اللَه شناسی ج1

171
  • قاف رسید به سیمرغ مى‌رسد. شعر:

  • گرنه آن حسن در تجلّى بود***آن أنا الحقّ که گفت‌1 سُبحانى؟2
  • كه تواند به غیر او گفتن‌***لَیسَ فى جُبَّتى‌3 كه مى‌خوانى؟
  • هر چه هستى است در تو موجود است‌***خویشتن را مگر نمى‌دانى؟
  • بهشت و دوزخ را مظاهرى در جمیع عوالم الهى موجود مى‌باشد

  •  بدانكه بهشت و دوزخ را مظاهر در جمیع عوالم الهى هست، زیرا كه‌

    1. «نسخه «ز» و «ديوان أوحدى»: گفت و سبحانى
    2. رَوح الارواح فى شرح أسماءِ الملک الفتّاح» سمعانى در ص ١٢٩ و ص ١٣٢ گويد: «بايزيد نعره مى‌زد: سُبحانى ما أعظمَ شأنى. و همو مى‌گفت: سُبحانى سُبحانى.
      «و علاء الدّوله سمنانى در «العروة لاهل الخلوة و الجلوة» در ص ٩٤ گويد: «امّا بدانکه تجلّى صورى چون تمام مى‌شود که بعد از آن تجلّى ديگر نمى‌بيند، ختم آن بر صورت خود مى‌بيند و فنابخش باشد و أنا الحقّ و سبحانى‌ بى‌اختيار بر زبان آورد.»
      و شيخ نجم الدّين رازى در کتاب «عشق و عقل» در ص ٨٩ گويد: «و چون تنه از بيضه وجود برآورد، پاى وى در بيضه مانده اين نوا زند که: سبحانى ما أعظمَ شأنى»
    3. سعيد الدّين فرغانى در «مشارق الدّرارى» ص ٦٣٤ گويد: «مگر همچنان که کسى به کمال تخلّق و تحقّق به اسماى الهى به مقام جمع وجودى مى‌رسد و در آن بحر غرق مى‌گردد، پس به زبان جمع الهى أنا الحقّ و سُبحانى و ليسَ فى الجُبّة سِوى اللَه نعره مى‌زند.
      «و در «سيره حلبيّه» ج ١، ص ٢٩٠ گويد: «و مِن ثَمّ ذکر القاضى عياض فى «الشّفاء»: أنّ مَن ادّعَى حُلولَ البارى فى أحد الاشخاص کان کافراً بإجماع المسلمين. و قولُ بعض العارفين و هو أبو يزيدَ البَسطامىّ: سُبحانى ما أعظمَ شأنى، و قوله: إنّى أنا اللَهُ لا الهَ الّا أنا فاعبُدْنى، و قوله: و أنا ربّى الاعلى، و قوله: أنا الحقّ و هو أنا و أنا هو؛ ليس مِن دعوى الحلول فى شى‌ء».