اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اللَه شناسی ج1

0
اعتقادات
جلد ها

جلد اول از مجموعۀ «الله‌شناسی» تألیف ارزشمند علامه آیت‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی ـ قدّس‌سرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  اهم مباحثِ این مجلّد:  • تفسیر آیۀ نور  • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه  • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور  • خدا را می‌توان دید، و خدا را با خدا می‌توان شناخت  • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست   • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمی‌هراسند  • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفس‌پرستی است  • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله  • سلوک برای آماده‌شدن جهت جذبه الهی است  • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوش‌کردار  • خداوند همه‌جا هست؛ چشم بگشا و ببین!  • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست  • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا  • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل

اللَه شناسی ج1

151
  • آنكه هر چه هست ازوست و به هر مقام و درجه‌اى كه نائل گردد اوست. بدن جز كالبدى براى انجام اوامر و نواهى نفس نیست. عشق، روح مى‌ورزد. عاشق، روح مى‌شود؛ به معشوق حقیقى و صادر نخستین كه مجرّد صرف مى‌باشد. روح داراى قوّه هیولانى و استعداد بسیط غیر متناهى است كه به شرف لقاء خدا مشرّف مى‌گردد و با وى مكالمه مى‌نماید و كلیم اللَه مى‌شود. انسان باید قدر و قیمت خود را بداند و این گوهر نفیس را اسیر و بنده بدن و خواسته‌هاى شهوانى و مادّى ننماید، و قوّه ناطقه را در حدّ قوّه حیوانیه و بهیمیه سقوط ندهد، و عشق به زیبا رویان عالم تجرّد را به عشق گرفتاران و آلودگان عالم طبیعت تبدیل ننماید كه در نتیجه به خسرانى عظیم دچار مى‌شود.

  • تجرّد نفس، موجب بقاى او و فناى در ذات خداست‌

  •  صدر المتألّهین در مبحث عظمت و تجرّد و نورانیت نفس مى‌فرماید:

  •  «بدان: این مسئله بسیار دقیقةُ المَسلك و بعیدةُ الغَور مى‌باشد. و ازین روست كه در شناخت آن بین فلاسفه سابق اختلاف افتاده است. و سرّش آن مى‌باشد كه نفس انسان در هویتش داراى مقام معلومى و صاحب درجه معینى در عالم وجود، مثل سائر موجودات طبیعیه و نفسیه و عقلیه كه هر یك از آنها داراى مقامى معلوم هستند نمى‌باشد.

  •  بلكه نفس انسانى صاحب مقامات و درجات متفاوته و نشآت سابقه و لاحقه‌اى است، و آن در هر مقام و عالمى داراى صورت دگرى است؛ همان‌طور كه گفته شده است:

  • لَقَدْ صارَ قَلْبى قابِلًا کلَّ صورَةٍ***فَمَرْعى لِغَزْلانٍ وَ دَیراً لِرُهْبان‌1
    1. حکيم سبزوارى (قدّه) در تعليقه آورده است:
      «يعنى به سبب لطافت و سادگى آن از الوان، متصوّر مى‌گردد به تمام صورتهائى که بدانها توجّه مى‌نمايد؛ چه آنکه از جنس صورتهاى مترتّبه طوليّه حاصله براى او بواسطه حرکت جوهريّه و عرَضيّه باشد، يا از صورتهاى ذهنيّه غير مترتّبه به ترتيب طبيعى باشد.
      بناءً على هذا مَرعىً لِغَزْلان‌ (چراگاه آهوان) به اعتبار نشئه سابقه حيوانيّه است، و دَيراً لِرُهبان‌ (خانقاه رهبانان تارک دنيا) به اعتبار نشئه لاحقه عقليّه است. يا اوّل هنگامى بوده است که خيالش مصروف در امتعه دنيا از أنعام و کشت و غيرهما بوده است، و دوّم وقتى که متذکر خداوند متعال و ملائکه مقرّبين و پاکان برگزيده بارگاه او بوده است.
      و تعبير به غزال بجهت وحشى بودن آن، اشاره مى‌باشد به آنکه شهوات وى مادامى‌که شکسته نشده است مانند حيوانات وحشى تربيت نشده و تعليم نديده است، و ليکن ممکن است که قلب انسان چراگاه حيوانات انسيّه گردد به بودنش مقهور و مسخّر تحت اشاره عقل به توجّه به سوى خداى تعالى، بلکه امکان دارد خلاصى و رهائى او به ذبح حيوانيّتش با هَدْى و قربانى فى سبيل اللَه: ﴿إِنَّ اللَهَ اشْتَرى‌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ﴾. و ممکن است مراد آن باشد که گاهى قلب آدمى چراگاه محبوبه‌هاى آهو چشمانِ نيکوسيما مى‌گردد»