اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اللَه شناسی ج1

0
اعتقادات
جلد ها

جلد اول از مجموعۀ «الله‌شناسی» تألیف ارزشمند علامه آیت‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی ـ قدّس‌سرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  اهم مباحثِ این مجلّد:  • تفسیر آیۀ نور  • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه  • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور  • خدا را می‌توان دید، و خدا را با خدا می‌توان شناخت  • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست   • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمی‌هراسند  • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفس‌پرستی است  • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله  • سلوک برای آماده‌شدن جهت جذبه الهی است  • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوش‌کردار  • خداوند همه‌جا هست؛ چشم بگشا و ببین!  • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست  • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا  • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل

اللَه شناسی ج1

138
  • بشرى باشد یا مَلَكى، چون كمالاتشان به آن است كه برحسب توانائى خود تصوّر معقولات نمایند (بجهت تشبّه به ذات خیر مطلق) و براى آنكه صادر شود از آنها افعال عدالت از قبیل فضائل بشریه و مثال تحریك نفوس مَلكیه براى جواهر عِلویه كه طلب‌كننده‌اند بقاء موجودات عالم كون و فساد را (بجهت تشبّه به ذات خیر مطلق) و براى تقرّب به او و استفاده كمال و فضیلت از جناب او؛ پس معلوم و روشن گردید كه خیر مطلق معشوق این نفوس است، و این نفوس هم به‌واسطه نسبت و تشبّه به او و عشق به جناب او موسوم‌اند به «نفوس مُتألّهه» و این عشق در نفوسى كه متّصف به صفت‌ تألُّه‌ مى‌باشند ثابت و غیر زائل است.

  •  تا مى‌رسد به اینجا كه مى‌گوید:

  •  «پس معلوم شد وجود حقّ كه خیر محض است معشوق حقیقى است براى نفوس ملكى و بشرى.»

  •  و در بحث خاتمه فصول مى‌گوید:

  •  «مى‌خواهیم در این خاتمه كه نتیجه فصول است چند مطلب بیان نمائیم:

  •  مطلب اوّل ـ همان‌طور كه از پیش گفتیم ـ آن است كه كلّیه موجودات عالم، عاشق و شائقند به خیر مطلق به عشق‌1 غریزى. و خیر مطلق هم تجلّى‌

    1. معلِّق و مترجم رساله دراين‌باره آورده است: «مراتب محبّت را ادبا و اهل ذوق به اين ترتيب بيان کرده‌اند:
      نام نخستين مرتبه دوستى هَوَى است. پس از آن علاقه است که عبارت باشد از محبّتى که ملازم و غير منفک از قلب عاشق است. مرتبه سوّم را کلَف ناميده‌اند، مقصود از آن شدّت محبّت است. مرتبه چهارم عشق است و آن زائد بر مقدار حبّ است. پنجم شَعَف است (با عين مهمله) که آن عبارت است از احراق قلب به‌واسطه ازدياد محبّت. مرتبه ششم شَغَف است (با غين معجمه) يعنى محبّت چنان ازدياد پيدا کند که برسد به غلاف قلب. هفتم جَوَى است که آن عبارت است از هَوى و محبّت باطن.
      هشتم‌ تَيْم است که محبّت عاشق برسد به آن مرتبه که از معشوق ظاهرى دورى جويد و طالب ديدار معشوق حقيقى گردد. مرتبه نهم را تَبْل گفته‌اند (با فتحه تا و سکون با) و آن وقتى است که از شدّت عشق مريض و ناتوان گردد. مرتبه دهم را تَدْلِيَه گويند (با فتحه تا و سکون دال) و آن عبارت از رفتن عقل مى‌باشد.
      مرتبه يازدهم‌ هُيُوم (با ضمّۀ ها و يا) و آن آخرين مرتبه‌ايست که عاشق فانى در معشوق شود و به غير از او کسى ديگر را نبيند؛ راجع به اين مرتبه است که شاعر مى‌گويد: «در هر چه نظر کردم سيماى تو مى‌بينم»، يا بايزيد است که مى‌گويد: ليسَ فى جُبَّتى إلّا اللَهُ‌. و أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود: ما رَأَيْتُ شَيْئاً إلّا وَ قَدْ رَأَيْتُ اللَهَ فيهِ أوْ مَعَهُ.