اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اللَه شناسی ج1

0
اعتقادات
جلد ها

جلد اول از مجموعۀ «الله‌شناسی» تألیف ارزشمند علامه آیت‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی ـ قدّس‌سرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  اهم مباحثِ این مجلّد:  • تفسیر آیۀ نور  • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه  • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور  • خدا را می‌توان دید، و خدا را با خدا می‌توان شناخت  • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست   • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمی‌هراسند  • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفس‌پرستی است  • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله  • سلوک برای آماده‌شدن جهت جذبه الهی است  • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوش‌کردار  • خداوند همه‌جا هست؛ چشم بگشا و ببین!  • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست  • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا  • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل

اللَه شناسی ج1

120
  •  من آرزو كردم فقط یك بار، آنهم فقط از مكان دور و بعیدى به لیلى نظر اندازم و وى را ببینم. چرا این تمنّا و آرزو را نمودم؟ براى آنكه آتشها و حرارتهائى كه در اثر فراق لیلى تمام اعضاء درون شكم مرا و اجزاء سینه مرا فراگرفته بود، و پیوسته در التهاب آن مى‌سوختم و مى‌گداختم و ذوب مى‌گردیدم؛ خاموش شود و قدرى تسكین یابد و آرامشى پیدا كنم.

  • فَقالَتْ نِساءُ الْحَىِّ تَطْمَعُ أنْ تَرَى‌***بِعَینَیک لَیلَى مُتْ بِداءِ الْمَطامِعِ‌
  •  رفتم در قبیله لیلى براى تحصیل مطلوبم و یافتن مرادم و بدست آوردن مقصودم. چون از زنهاى قبیله لیلى، مكان و محلّ او را جویا شدم، ناگهان چنان آب سردى بر سرم ریختند كه مرا خشك زده، متحیر و مبهوت در روى زمین میخ‌خوب كردند.

  •  آنها به من گفتند: اصلًا تو چه مى‌گوئى؟! چرا نمرده بودى زودتر از این، تا این تمنّا را نموده باشى؟! سزاوار بود ـ و حقّ بود این سزاوار بودن ـ كه تو قبل از این بجهت درد این مطامعت مرده بودى و به چنین خیال و آرزو و پندار، بدین مقام مقدّسِ عشق لیلى گام نمى‌نهادى! تو مى‌خواهى بوسیله این دو چشم بزهكارت و با این دو دیده هوس باز و هوس بارت لیلى را نظر كنى‌؟!

  • وَ کیفَ تَرَى لَیلَى بِعَینٍ تَرَى بِها***سِواها وَ ما طَهَّرْتَها بِالْمَدامِعِ‌
  •  تو چگونه قدرت آن را دارى كه لیلى را ببینى با چشمانى كه با آن، به غیر او نظر افكنده‌اى؛ و آن چشمان را با اشك و سوز و آهِ نظر به غیر لیلى، تطهیر ننموده‌اى؟! آرى! این دیدگان ناظر به ما سواى لیلى قابلیت نظر به وى را ندارد، و توان و قدرت و كشش دیدار او را ندارد، و الّا به یك نظره، جمال لیلى او را كور مى‌نماید و بنیاد هستیش را درهم مى‌كوبد و خاكسترش را به باد فنا پخش‌