اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اللَه شناسی ج1

0
اعتقادات
جلد ها

جلد اول از مجموعۀ «الله‌شناسی» تألیف ارزشمند علامه آیت‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی ـ قدّس‌سرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  اهم مباحثِ این مجلّد:  • تفسیر آیۀ نور  • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه  • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور  • خدا را می‌توان دید، و خدا را با خدا می‌توان شناخت  • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست   • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمی‌هراسند  • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفس‌پرستی است  • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله  • سلوک برای آماده‌شدن جهت جذبه الهی است  • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوش‌کردار  • خداوند همه‌جا هست؛ چشم بگشا و ببین!  • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست  • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا  • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل

اللَه شناسی ج1

101
  •  ﴿ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى‌* لَقَدْ رَأى‌ مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى.

  •  علاوه بر این، اگر دلالت آیه بر تعلّق رؤیت به خود خداى تعالى هم باشد اشكالى لازم نمى‌آید، به جهت آنكه این دیدار، دیدار دل مى‌باشد، و دیدار دل غیر از دیدار چشم است؛ آن چشم حسّى كه به اجسام مى‌افتد و محال مى‌باشد كه به خداوند متعال تعلّق گیرد. و ما در آیه ١٤٣ از تفسیر سوره أعراف كلامى را راجع به رؤیت قلب ایراد نموده‌ایم.»1و2

  •  و در ذیل آیه: ﴿وَ لَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرى﴾‌ مى‌فرمایند: «چنین گفته‌اند كه: ضمیر مستتر در قول خدا: ﴿رَآهُ به پیغمبر صلّى اللَه علیه و آله، و ضمیر مفعول به جبرئیل بر مى‌گردد. و بنابراین باید این نزول، نزول جبرئیل بر پیغمبر

    1. «الميزان فى تفسير القرآن» ج ١٩، ص ٢٩
    2. مؤلّف فقير گويد: در کتاب «نفائس الفنون» ج ٢، ص ٦٨ و ٦٩ آورده است
      «فصل يازدهم، در بيان وصول:
      بدانکه وصول به حضرت خداوندى نه از قبيل وصول جسم است به جسم، يا وصول عرض به جسم، يا علم به معلوم، يا عقل به معقول؛ تعالى اللَهُ عن ذلک عُلوّاً کبيراً.
      و نيز وصول بدان حضرت از طرف بنده صورت نبندد بلکه آن، از عنايت بى‌علّت و تصرّف جذبات الوهيّت تواند بود. نبينى که چون موسى در تکاپوى رؤيت گفت: ﴿رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْك‌﴾، فرمود: ﴿لَنْ تَرانِي﴾؟! امّا حضرت رسول صلّى اللَه عليه و آله و سلّم چون به حکم‌ ﴿سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى‌ بِعَبْدِهِ لَيْلًا﴾ به خود بر بُراق عروج سوار گردانيد و از ﴿قابَ قَوْسَيْنِ‌﴾ گذرانيد و به مقام‌ ﴿أَوْ أَدْنى‌﴾ رسانيد، و هر چه لباس محمّدى صلّى اللَه عليه و آله به حکم‌ ﴿ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكمْ‌﴾ از سر وجود برکشيد و بصورت رحمت بازپس فرستاد و به تشريف خطاب‌ ﴿وَ ما أَرْسَلْناك إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ‌﴾ مشرّف گردانيد؛ هر کس که بُراق قدرت از آشيانه بشريّت به‌ ﴿سِدْرَةِ الْمُنْتَهى‌﴾ روحانيّت نتواند دوانيد، سر بر عتبه حضرت او نهد و کمر مطاوعت او بر ميان بندد؛ چه هر که او را دريافت، ما را يافت؛ ﴿مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَهَ‌﴾.» تا آخر بيانى که وى در اين فصل نموده است