اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ساعات و لحظات آخر حیات پیامبراکرم1

15٬989

ساعات و لحظات آخر حیات پیامبراکرم1

7
  • امر رسول خدا به سد ابواب و آوردن کاغذ و قلم برای نوشتن وصیت

  • میرخواند که خود سنّى مذهب است در کتاب «روضَةُ الصّفا» آورده است که: اُمّ‌سَلَمَة گوید که: رسول اللَه در حین مرض ، عِصابه ‌اى بر سر مبارک بسته، بر بالاى منبر رفت و نخست جهت شهداى احد آمرزش طلبید، بعد از آن فرمان داد که أبواب بیوت أصحاب را که به طرف مسجد مفتوح بود مسدود گردانند، الاّ دَرِ خانه على. و فرمود که: مرا از صحبت او گریز نیست و او را از صحبت من.

  • عمر گفت: یا رسول اللَه! مرا رخصت فرماى تا آن مقدار سوراخى بگذارم که برون آمدن تو را از خانه به مسجد از آن شکاف ببینم!

  • حضرت تجویز این معنى نفرمود. یکى از یاران گفت: یا رسول اللَه! مراد به فتح أبواب چه بود؟! و سبب مسدود ساختن آنها چیست؟!

  • پیغمبر فرمود که: نه گشادن به فرمان من بود و نه بستن.

  • (تا آنکه گوید:) علماء سیر روایت کرده ‌اند که: در زمانى که مرض رسول ‌اللَه اشتداد یافت و أصحاب در حجره همایون او مجتمع بودند فرمود که: دوات و صحیفه را بیاورید تا از جهت شما چیزى بنویسم که بعد از من هرگز گمراه نشوید. ایشان اختلاف کردند. بعضى گفتند که آنچه فرموده بدان عمل باید کرد، و برخى گفتند که: آیا این سخنان مثل آن سخنانى است که در شدّت مرض گویند، یا از سرجدّ میگوید؟ عمر گفت: درد و ألَم بر رسول اللَه مستولى شده و قرآن در میان ماست که ما را پسندیده است. و جمعى با عمر در این باب اتفاق کردند و زمره‌اى بر مخالفت اصرار نمودند و گفتند: آنچه فرمود حاضر باید کرد؛ و مهمّ به خصومت و نزاع انجامیده، در مجلس همایون اصوات مرتفع شده و اختلاف از حد اعتدل تجاوز نمود.

  • پس حضرت مقدس نبوى‌ صلى اللَه علیه وآله فرمود که: برخیزید از پیش من که لایق نیست منازعت در حضور هیچ پیغمبرى! و معذلک گفت: سه وصیت میکنم شما را: یکى آنکه مشرکان را از جزیره عرب إخراج کنید! دیگر آنکه وفود عرب که نزد شما آیند، ایشان را جوایز و صِلات بدهید چنانچه من به آن جماعت میدادم.

/ 380