اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ساعات و لحظات آخر حیات پیامبراکرم1

15٬989

ساعات و لحظات آخر حیات پیامبراکرم1

4
  • در این حال رسول ‌خدا خندید و گفت لِلّهِ دَرّ أبِى طَالِبٍ لَوْ کانَ حَیاً قَرّتْ عَینَاهُ.

  • «خدا رحمتش را بر ابوطالب بریزد، اگر زنده بود چشمانش خنک و روشن میشد.»

  •  امیرالمؤمنین علىّ بن ابیطالب‌ علیه السلام برخاست و گفت: یا رسول اللَه! گویا مراد تو این شعر ابوطالب بوده است:

  • وَ أبْیضَ یسْتَسْقَى الْغَمَامَ بِوَجْهِهِ***ثِمَالُ الْیتَامَى عِصْمَةٌ لِلأرَامِلِ
  • یطُوفُ بِهِ الْهُلاّک مِنْ آلِ هَاشِمٍ***فَهُمْ عِنْدَهُ فِى نِعْمَةٍ وَ فَوَاضِل1
  • «او سپیدروئى است که از برکت سیماى او از أبرها طلب باران میشود و اوست پناه و ملجأ یتیمان و پاسدار و محافظ ضعیفان و مستمندان و بیوه‌ گان. تمام آل هاشم از مردمان مستمند و از دست رفته به گرداگرد وجود او دور مى‌زنند، و از ناحیه برکات او از نعمت‌ها و بهره ‌هاى سرشار متمتّع میگردند.»

  • بخارى در «صحیح» خود از عبداللَه بن عمر تخریج کرده است که او گفت: چه بسا از اوقات به یاد می ‌آورم گفتار ابوطالب را در حالى که من نظر میکردم به چهره رسول خدا صلى اللَه علیه وآله که بر فراز منبر باران میطلبید و هنوز از منبر فرود نیامده بود که از ناودانهاى مدینه از هر سو، آب فراوان میریخت‌:

  •  وَ أبْیضَ یسْتَسْقَى الْغَمَامَ 2بِوَجْهِهِ       ***       ثِمَالُ الْیتَامَى عِصْمَةٌ لِلأرَامِلِ3
  • و بیهقى در «دلائل النّبوّة» از انس روایت کرده است که: یک مرد أعرابى به حضور رسول خدا آمده و گفت: مَا لَنَا بَعِیرٌ ینَطّ4 وَ لَا صبِىّ یصِیحُ «دیگر از شدّت خشکسالى در میان ما شترى نمانده است که بتواند به صحرا رود و کودکى نمانده است که گریه و صدا کند.»

  • رسول خدا صلى اللَه علیه وآله برمنبر بالا رفتند و دست هاى خود را بلند نموده، عرضه داشتند :

  •  اللَهمّ اسْقِنَا غَیثاً مُغِیثاً، مَرِیاً مَرِیعاً، غَدَقاً طَبَقاً،عاجِلاً غَیرَ رَابِثٍ5، نَافِعاً غَیرَ ضَارّ! 

  •  «بار خدایا! باران عامّ و شامل خود را برما ببار که ما را سیراب کند، باران فراوان و حاصل دهنده آباد کننده، سرشار و شیرین، فراگیر و گسترده، فورى و بدون درنگ، و سودمند بدون ضرر.»

    1. کشف الغمّة» طبع سنگى، ص.٩
    2. در «جامع الشواهد» گوید: غمام منصوب است به نزع خافض. یعنى من الغمام ـ انتهى. و بنابراین بوجهه نائب فاعل براى فعل مجهول یستسقى خواهد شد.
    3. شرح شواهد المغنى» جلال الدین سیوطى، ج‌١، ص.٣٩٨ باید دانست که ابن‌هشام صاحب کتاب «مغنى اللبیب» این بیت را در مغنى در باب اوّل حرف رُبّ آورده است و گفته است که: و أبیضَ در اینجا مجرور است به ربّ محذوف یعنى و ربّ ابیض. و ربّ در اینجا به معناى تقلیل است. و برهمین نهج در «جامع الشواهد» این بیت را با ضمیمه دو بیت ذکر کرده است. امّا سیوطى در «شرح شواهد مغنى» گوید: أبیض در اینجا منصوب است بنابر عطف بر گفتار سَیداً و مجرور نیست به ربّ محذوف، و واو در اینجا واو عطف است نه واو ربّ. و از کسانى که متوجه این امر شده‌اند یکى دمامینى است و یکى ابن‌حجر در شرح بخارى ـ (انتهى). أقول: این کلام وقتى تمام است که سیداً در بیتِ قبل از بیت و أبیض بوده باشد و اما بنا بر فرض بعد بودن همان‌طور که از عبارات سیوطى پیداست تمام نیست.
    4. در «أمالى» مفید: یئطّ است، و أطّ الإبل: حنّت. یعنى ناله کرد.
    5. در «أمالى» مفید: غیر رائث است، و راث: أبطأ. یعنى تأخیر کرد.
/ 380