
جایگاه و مقام والای حضرت خدیجه سلام اللَه علیها
جایگاه و مقام والای حضرت خدیجه سلام اللَه علیها
6پیغمبر ناراحت میشوند و میفرمایند که: در وقتی که شما کافر بودید او به من ایمان آورد و در وقتی که شما از من روی گردانده بودید، من را تصدیق کرد.»1
این مطلب را خود اهل تسنن2 از قول عایشه نقل میکنند که عایشه میگفت:«من در تمام مدت عمر خود هیچگاه بر کسی غیرت نکردم غیر از آن هنگامی که پیغمبر از حضرت خدیجه یادآوری میکرد، فقط در آن زمان بود که احساس حسادت نسبت به او میکردم.»
و پیغمبر دائماً روی مصالحی و جهاتی که در نظر داشتند از او یادآوری میکردند و حق هم داشت و جا هم داشت. مثلاً گوسفند ذبح میکردند، قربانی میکردند برای حضرت خدیجه3 و علناً به زبان میآوردند ویا برای بستگان و بعضی از افرادی که با آن حضرت در ارتباط بودند میفرستادند و این موجب تحریک زنان نامناسب پیغمبر مخصوصاً عایشه میشد.
خلاصه پیغمبر اکرم در طول زندگانی خود یاد حضرت خدیجه را همیشه زنده نگه میداشتند. محمد حسین هیکل در کتاب حیات محمّد خود مطلبی را نقل میکند که تا حدودی این قضیه را روشن میکند. او میگوید:«پیغمبر در هر سال مدتی به غار حرا میرفتند (و نه تنها در ماه مبارک رمضان که تمام یک ماه را در غار حرا به سر میبردند، بلکه در طول ایام سال هم بسیار اتفاق میافتاد که به غار حرا میرفتند.)
مسئله ارتباط حضرت خدیجه با پیغمبر و انس و الفتش به اندازهای بود که شاید کمتر بتوان نظیر آن را پیدا کرد. اولاً همانطوری که گفته شد تمام اموال خودش را به پیغمبر میبخشد، و خطاب به پیغمبر میگوید: أنا أمَتک؛ من کنیز تو هستم. و [می بینیم] در تمام مشکلات با پیغمبر همراهی میکند.
مشکلاتی که پیغمبر دارد مشکلات عادی نبوده، مشکلاتی بوده که یک صدم بلکه یک هزارمش اگر برای ما اتفاق میافتاد، زندگی ما از بین میرفت.
حضرت خدیجه با آن موقعیت خود، ازدواجی را میخواهد کند که باعث سرشکستگی او در فامیل خواهد شد، و اعمام و عموهای او، او را از این ازدواج برحذر میداشتند و بر او عیب میگرفتند. (به این نکات کاملا توجه داشته باشید) فقط یک پسرعمویی داشت به نام ورقة ابن نوفل که همانطوری که عرض شد چون از علما و از بزرگان نصاری بود و اوصاف پیغمبر را در کتب مشاهده کرده بود، او حضرت خدیجه را تحریک به این کار میکرد.
- الاصابة ج٨، ص ١٠٣.
- صحيح بخارى، ج ٥، ص ٤٧ و ٤٨، باب تزويج النبى (ص) خديجة وفضلها
- الاصابة ج٨، ص ١٠٣
