
بركات و كرامات مشهد امام رضا عليه السّلام پيوسته متّصل است
بركات و كرامات مشهد امام رضا عليه السّلام پيوسته متّصل است
8پدر و مادر پریشان شده و چون شنیده بودند اگر کسی چهل روز در مشهد مقدّس به عنوان زیارت و قضاء حاجت اقامت نماید حاجتش را برمیآورند، دختر را با خود به ارض اقدس مشهد حرکت داده و به قصد اقامت یک اربعین سکنی میگزینند؛ و پیوسته به حال اضطرار و التجاء بوده و راه تضرّع و استکانت میپیمایند.
اتّفاقاً چشم دختر علاوه بر آنکه هیچ اثری از بهبودی در آن مشاهده نمیشود، رفته رفته رو به نقصان بوده و دیگر از تشرّف به حرم مطهّر هم میمانند، و فقط در منزل روزها را میگذرانند؛ تا تقریباً چند روز به انتهای اربعین مانده بود، پدر و مادر بسیار گرفته و ملول و با حال ضَجْرت و انفعال میگویند: واأسَفا! اربعین هم بسر آمد و نتیجهای عائد نگشت.
در یکی دو روز آخر که مشغول جمعآوری اسباب و اثاثیه بوده و آماده برای حرکت بودند، ناگهان از سقف اطاق یک چیز مختصری میافتد مانند گچ یا فضلۀ پرنده و شبه آن؛ و به دل آنها چنین الهام میشود که این داروی چشم فرزند است. فوراً آنرا کوبیده و با آب مخلوط میکنند و به چشمها میریزند و چشمها شفا مییابد کأن لَم یکن شَیئًا مَذْکورًا.
و چند روز دیگر را با دختر به حرم مطهّر مشرف میشوند برای زیارت، و سپس بار سفر بسته و به سمت اراک مراجعت مینمایند.
معجزۀ حضرت امام رضا علیه السّلام به نقل آیة اللَه لواسانی دامت برکاتُه
دوّم: حضرت آیة اللَه حاج سید علی لواسانی دامت برکاتُه، فرزند مرحوم آیة اللَه حاج سید أبوالقاسم لواسانی که وصی مرحوم آیة اللَه آقا سید احمد کربلائی طهرانی بودهاند، در روز یکشنبه ١٤ شهر صفر الخیر سنۀ ١٤٠٤ هجریۀ قمریه در منزل حقیر در مشهد مقدّس رضوی علیهالسّلام از کرامت حضرت حکایتی نقل کردند که جالب است.
این حکایت متعلّق است به دختر مرحوم آقا سید علینقی حیدری صاحب کتاب «اصول الاستنباط» فرزند مرحوم آیة اللَه آقا سید مهدی حیدری صاحب کتاب «جنگ انگلیس و عراق» فرزند مرحوم آقا سید احمد حیدری بانی حسینیۀ حیدریها در کاظمین علیهماالسّلام. و حکایت به قرار ذیل است:
