
بررسی شخصیت ، آراء و نقد انظار فردوسی
بررسی شخصیت ، آراء و نقد انظار فردوسی
2بسم اللَه الرحمن الرحيم
فردوسی از شعراء حماسی و ناموران ادب پارسی، در زمان سلطنت سلطان محمود غزنوی در طوس میزیسته است. عصر و دوره سلطنت شاه غزنوی را باید دورۀ شکوفائی علمی و نهضت ترقّیات و پژوهشهای معرفتی در قلمرو حکومت ایرانیان دانست، بزرگانی چون بوعلی و ابوریحان بیرونی و ابن مسکویه و ابوسعید ابوالخیر و غیرهم به اعتلای فرهنگ و دانش این سرزمین در زمینههای مختلف عرفان و فلسفه و تاریخ و فقه و ریاضیات و نجوم و موسیقی و طبّ و علوم غریبه رونقی چشمگیر بخشیده و درخششی خیره کننده آفریدهاند، به طوری که از آثار متعالی آن دوره تاکنون طالبان علم و هنر و معرفت هرگز مستغنی و بینیاز نبودهاند، و طبیعتاً بزرگان و دانشمندان این دوره به خصوص به واسطۀ تأثّر از مبانی و معارف اسلام بود که توانستند صیت و شهرت این خطّه را به أقصی نقاط دنیای آن روز برسانند و دانشمندان اقالیم دوردست را به این مهد علم و معرفت بکشانند. و لذا مشاهده میکنیم که بسیاری از تألیفات و آثار بجای مانده از این قرون و دوران، به زبان عربی تدوین گشته است؛ گرچه خود مؤلفان، پارسیگوی و در بلاد محروسۀ فارسی زاد و نمو یافتهاند.
بوعلی سینا دانشمند کم نظیر، اکثر کتب خویش را به زبان عربی نگاشته است و ابوریحان ریاضیدان و هَیوی معروف نیز به زبان عربی مینگاشته است. حکماء اسلام چه قبل از این دوره و چه پس از آن کتب نفیس و قویم خود را به زبان عربی مینوشتند و منجّمین و اطبّاء نیز اکثراً از این سنّت پیروی مینمودند و امروزه ما مشاهده میکنیم بدون اطّلاع و بصیرت به لغت عربی و رموز بلاغت و فصاحت و احاطه بر مفاهیم و مصادیق الفاظ عرب، دسترسی به بسیاری از فنون و علوم و مطالب علمی و معرفتی غیر ممکن میباشد.
البتّه باید توجه داشت که علّت گرایش دانشمندان و بزرگان علم و ادب پارسی به نگارش مؤلفات خویش به زبان عربی در دو مطلب بوده است:
