
بررسی شخصیت ، آراء و نقد انظار فردوسی
16٬301
بررسی شخصیت ، آراء و نقد انظار فردوسی
12بسی گوهر داستان سفتهام *** بسی نامه باستان گفتهام به بزم و به رزم و به کین و به مهر *** یکی از زمین و یکی از سپهر سپردم بسی راه دلخستگان *** زدم پرده مهر پیوستگان به نظم آوریدم بسی داستان *** ز افسانه و گفته باستان همیدون بسی راندهام گفتگوی *** ز خوبان شکّر لب ماهروی ز هر گونه نظم آراستم *** بگفتم در او هرچه خود خواستم اگر چه دلم بود از آن بامزه *** همی کاشتم تخم رنج و بزه از آن تخم کشتن پشیمان شدم *** زبان و دهان را گره بر زدم نگویم کنون نامهای دروغ *** سخن را ز گفتار ندهم فروغ نکارم کنون تخم رنج و گناه *** که آمد سپیدی به جای سیاه دلم سیر گشت از فریدون گُرد *** مرا زآنچه کو تخت ضحّاک برد گرفتم دل از ملکت کیقباد *** همان تخت کاوس کی برد باد ندانم چه خواهد بدن جز عذاب *** ز کیخسرو و جنگ افراسیاب بر این میسزد گر بخندد خرد *** زمن خود کجا کی پسندد خرد که یک نیمه از عمر خود کم کنم *** جهانی پر از نام رستم کنم دلم گشت سیر و گرفتم ملال *** هم از گیو و طوس و هم از پور زال ز من دست گیتی به دزدید مشک *** بجایش پراکنده کافور خشک کنون چارهای بایدم ساختن *** دل از کار گیتی بپرداختن گرفتن یکی راه فرزانگان *** نرفتن به آئین دیوانگان سر از راه واژونه بر تافتم *** که کم شد ز من عمر و غم یافتم کنون گر مرا روز چندی بقاست *** دگر نسپرم جز همه راه راست نگویم دگر داستان ملوک *** دلم سیر شد ز آستان ملوک نگویم سخنهای بیهوده هیچ *** به بیهوده گفتن نگیرم بسیج که آن داستانها دورغ است پاک *** دو صد زان نیرزد به یک مشت خاک ز پیغمبران گفت باید سخن *** که جز راستیشان نبد بیخ و بن ملاحظه میشود که فردوسی از تمام دروغ پردازیها و بزرگنمائیها و گزافه گوئیها که برای تجدید و ابقای فرهنگ ایرانیان و لغات فارسی دری انجام داده است نادم و پشیمان گشته در صدد جبران آن همه تعب و رنج دست در دامان کتاب وحی یازیده به شرح و تبیین داستان پیامبران و اولیای الهی روی آورده است.
/
0
