اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی شخصیت ، آراء و نقد انظار فردوسی

16٬301

بررسی شخصیت ، آراء و نقد انظار فردوسی

10
  • بنابراین باید نسبت به اعتقاد فردوسی در تشیع وتمایل او به اهل بیت علیهم السّلام به دیده احترام و اعزاز نگریست ولی نسبت به شیوۀ رفتار او و کیفیت استفاده از ذوق و ادب و دانش او در احیاء تاریخ سلاطین ایران و شرح حکایات و تاریخ روابط با سایر ملل که هر رطب و یابسی را به هم بافته و با بزرگنمایی دروغ پردازانه به ذکر و بیان قضایا و حکایات تخیلی و توهّمی پرداخته قویاً انتقاد و سرزنش نمود، و او را در این تألیف مورد مذمّت و نکوهش قرار داد.

  • فردوسی علّت تدوین شاهنامه را با همه دورغهای شاخدارش احیاء زبان فارسی در مقابل هجوم ملّت عرب و استیلاء زبان عربی و ورود آن در فرهنگ فارسی میداند و به این نکته توجه نمیکند که با ورود در این عرصه و عدم انفکاک غصب خلافت در خلفاء ثلاثه و عدول حکومت اسلام از محوریتی که رسول خدا به دستور جبرائیل امین از ناحیه پروردگار مقرّر فرموده بود، مقبولیت و شرعیت اصل نظام اسلام را زیر سؤال برده است.

  • فردوسی میبایست بین خلافت غاصبانۀ خلفاء عباسی و بین آئین اسلام و زبان عربی که ظرف و بستر مناسبی برای نزول مبانی وحی و آیات قرآنی است افتراق قائل شود و این کار را نکرد.

  • باید از ایشان سؤال نمود که احیاء نام پهلوانان و سلاطین باده خوار و عشرت طلب چه تاج افتخاری نصیب مردم ایران نموده است؟ آیا ارزش و افتخار یک ملّت به داشتن پهلوانان و شاهان خونریز و عیاش و فرصت طلب است، و مثلاً اگر در سرزمینی پهلوان چون زورمداران ایران زمین یافت نشود آن کشور و ملّت از ارزش و ملاکات تعالی انسانی به دور هستند؟

  • آیا ملاک مباهات و فخرفروشی یک ملّت، وجود افرادی چون رستم و زال و سهراب و کیومرث و گرشاسب است؟ آیا وجود امثال خسروپرویز با آن حرمسرای کذائی را باید از علل افتخار ایرانیان و مباهات آنها در ظهور چنین پادشاهان عیاش بر سایر ملّتها و کشورها دانست؟ آیا بهتر نبود که جناب فردوسی به جای پرداختن به قصص و حکایات پادشاهان عیاش عشرت طلب و خونریز که سرمایه ملّتها و جوانان این مرز و بوم را برای یک اهانت کوچک و یا عدم رعایت احترام متوقّع بر باد فنا میدادند و با ادّعای مسخرۀ حفظ سلطنت و شاهنشاهی و احترام به شئون هویت پادشاهی چه خونها که ریخته نمیشد و چه خانمانها که بر باد نمیرفت و چه سرمایهها از ملّتها که به تاراج نمیرفت و چه مصیبتها که تا قرنها بر ملّتها فرود نمیآمد، به ذکر تاریخ علماء و حکماء و انسانهای نمونه و اسوگان انسانیت و اخلاق میپرداخت؟ آیا ذکر این وقایع هنر است و باعث افتخار ایرانیان و فرهنگ موروث گذشتگان؟ یا ذکر و شرح و بیان تاریخ بزرگان علم و ادب و ناموران عرصۀ اخلاق و اصول متعالی بشریت؟

/