
اهتمام شدید به اعیاد اسلامی در مقابل نوروز و سایر مناسبتهای ملّی
اهتمام شدید به اعیاد اسلامی در مقابل نوروز و سایر مناسبتهای ملّی
7عید گرفتن سیّد ابن طاووس (ره) روز بلوغ فرزندش را
سیّد ابن طاووس در کتاب کشف المحجّة، روز تولّد پسرش را عید نمیگیرد، بلکه روز بلوغ و به شرف تکلیف درآمدن او را عید میگیرد که قابل خطاب خداوندی شده و قلم تکلیف بر او جاری شده است. او در فصل صد و سوّم گوید: «ای فرزند من، محمّد! چون به زمانی رسیدی که خداوند جلّ جلاله تو را به کمال عقل مشرّف کرد، و خداوند جلّ جلاله در استصلاح حال تو برای همنشینی و گفتگوی با خودش و برای دخول در محضر مقدّس خودش برای اطاعت او مفاخره و با فرشتگان ملاعنه میکند، آن وقت را تاریخ زده و محفوظ بدار! زیرا که از أفضل اوقات أعیاد است. و در هر سالی از سالها که خداوند عمر با برکت تو را به آن تاریخ برساند، شکر خداوند را تجدید کن و صدقات و خدمات برای خداوند بخشندۀ عقل و خرد بجای آور، که او تو را بر شرف دنیا و آخرت دلالت کرده است. و بدان که من خواهر تو را (شرف الأشراف) کمی پیش از آنکه به سن بلوغ برسد در نزد خود خواندم و آنچه میدانستم از احوال او که خداوند جلّ جلاله به او اجازه داده است که در خدمت او به کم و بسیار قیام کند، برای او شرح دادم و آن را در کتاب البَهجَة لِثَمَرَةِ المُهجَة ذکر کردهام.»
فصل صد و چهارم: «و اگر خداوند همانطور که مرا عادت داده است که در رحمت و عنایت او بسر برم، زنده باقی گذارد، من روز بلوغ تو را که مشرّف به شرف تکلیف میشوی عید میگیرم و یکصد و پنجاه دینار تصدّق میدهم که در مقابل هر سال از عمر تو ده دینار واقع شود اگر بلوغ تو بر حسب سال باشد. و با این مال، من در خدمت خداوند اشتغال ورزم؛ زیرا که مال، مال اوست و من مملوک او هستم و تو هم بندۀ او هستی! پس ما این مال را مصرف میکنیم در آن جایی که خداوند جلّ جلاله دوست دارد در آنجا مصرف شود.»1
- فصل ١٠٣ و ١٠٤ از طبع سنگی، ص ١٢٤ و ١٢٥. سیّد ابن طاووس همانطور که در فصل سیزدهم از این کتاب میگوید، نام آن را کشف المَحَجّة لِثَمَرةِ المُهجَة و یا إسعادُ ثَمَرة الفُؤادِ عَلَی سَعادَة الدنیا و المَعاد و یا کشف المَحَجَّة بِأکُفّ الحُجَّة گذارده است، و همچنانکه در فصل نهم از این کتاب میگوید، عمر او داخل در سنۀ ٦٤٩ هجریّۀ قمریه شده است، و چون روز نیمۀ ماه محرم قبل از ظهر در سنۀ ٥٨٩ در شهر حِلّه سَیفیّه متولد شده است، بنابراین در نیمۀ محرم سنه ٦٤٩ داخل در شصت و یک سالگی شده است، و در این وقت سن پسر بزرگ او محمّد، شش سال تمام و داخل در هفت سال شده است و سنّ پسر کوچکش علی، دو سال تمام و داخل در سه سال شده است. این کتاب را به صورت وصیتنامهای برای دو فرزندش محمّد و علی و آن کسان از اهل او از جماعت او که امید انتفاع آنها را از این کتاب دارد، و برای صاحبان مودّت و محبّت خود نوشته است، گرچه خطابات در این کتاب با نام و خطاب وَلَدی محمد است. فلهذا شیعیان به این کتاب أرج کامل مینهند و علمای عامل و طلاّب فاضل پیوسته آن را در جیب خود نگه میداشتند و در حضر و سفر با خود داشتند، و مرحوم آیة اللَه میرزا محمد طهرانی، دایی پدر حقیر، توصیه به حقیر مینمود که همیشه این کتاب را در جیب داشته باشم. ( امام شناسی)
