
اهتمام شدید به اعیاد اسلامی در مقابل نوروز و سایر مناسبتهای ملّی
اهتمام شدید به اعیاد اسلامی در مقابل نوروز و سایر مناسبتهای ملّی
6و در أصل مادّه گوید: ”عادَ إلی کذا، یَعودُ عَودًا و عَودَةً و مَعادًا: یعنی برگشت، و به سوی آن چیز شد. و گفته شده است: بعد از إعراض و انصراف بازگشت کرد.“»
و نظیر همین گفتار را در صحاح اللُّغَة و در مِصباحُ المُنیر ذکر کرده است، و در مصباح اضافه کرده است که: «و عَیَّدتُ تَعییدًا: یعنی من در مراسم عید حضور پیدا کردم.»
حال که معنای عید را در لغت دانستیم، ببینیم در اصطلاح مردم و طوایف و ملل و نحل کلمۀ عید را به چه معنا استعمال میکنند؟ و برای وضوح این مطلب میگوییم: در نزد هر طایفه و جماعت، و هر ملّت و مذهبی، یک چیز مخصوص دارای اهمّیت است که چون سالگرد آن واقعه و حادثه، و یا آن خاطره برسد به جهت بزرگداشت و تجلیل از روح و معنای آن، آن خاطره را تجدید میکنند و به سرور و فرح در یادبود آن واقعه میگذرانند، و با آنکه نفس آن حادثه گذشته است ولی با یادبود و خاطرۀ موجود باقیماندۀ از آن در ذهن، خود را به روح و جان آن حادثه نزدیک میکنند و نفس و روح خود را از یادبود آن إشراب و متمتّع میسازند.
دنیاپرستان چون وصول به منافع دنیوی فقط مورد نظر و هدف آنهاست، در وقت بروز و ظهور حادثۀ دنیوی عید میگیرند؛ پادشاهان پس از لشکرکشی و خونریزی و غلبه بر حریف و سلطه بر اقوام مورد نظر جشن میگیرند و طاق نصرت میبندند، و آن خاطرۀ پیروزی را همه ساله إعاده میکنند.
ایرانیان قدیم، نوروز را عید میگرفتند به جهت آنکه سبزه از زمین میروید و درختها سبز میشود و فصل خرّمی و شادابی زمین است، فصل خزان و زمستان سپری شده و اینک زمین رو به رشد و نمو است.
این منطق کسانی است که ابداً با معنویات و روحانیّات سر و کار ندارند، و ارزشهای انسانی را فقط در مادّه و سبزه میجویند؛ و در حقیقت با عید بهائم که آنها در فصل بهاران شاد و شادابند و در مَرغزارها و مراتع میچرند و در فصل زمستان افسرده و کسل و خزیده هستند، چه تفاوتی دارد؟ آنها بدان صورت، انسان هم بدین صورت. حقیقت و واقعیّت یکی است، برای آنها بدان شکل و برای این انسان دو پا بدین شکل.
