
امر به معروف و نهی از منکر و شرائط آن
امر به معروف و نهی از منکر و شرائط آن
4روایت سیّدالشّهداء علیه السّلام دربارۀ امر به معروف و نهی از منکر
در کتاب شریف تحف العقول، حسن بن علیّ بن حسین بن شعبه از امام حسین علیه السّلام روایت میکند:
قالَ: و یُروَی عَن أمِیرِالمُؤمِنِینَ علیه السّلام:
«اعتَبِرُوا أیُّها النّاسُ بِما وَعَظَ اللَه بِهِ أولِیائَهُ مِن سُوءِ ثَنائِهِ عَلَی الأحبارِ! إذ یَقولُ: ﴿لولا ينههم الربانيون و الاحبار عن قولهم الاثم﴾،1و قالَ: ﴿لعن الذين كفروا من بني إسرائيل﴾ إلَی قَولِهِ: ﴿لَبِئْسَ مَا كانُواْ يفْعَلُونَ﴾؛2 و إنَّما عابَ اللَه ذَلِکَ علَیهِم لِأنَّهُم کانُوا یَرَونَ مِنَ الظَّلَمَةِ الَّذِینَ بَینَ أظهُرِهِم المُنکَرَ و الفَسادَ، فَلا یَنهَونَهُم عَن ذَلِکَ رَغبَةً فِیَما کانُوا یَنالونَ مِنهُم و رَهبَةً مِمّا یَحذَرونَ. و اللَه یَقولُ: ﴿فَلَا تَخْشَوُا النَّاسَ وَاخْشَوْنِ﴾،3 و قالَ: ﴿وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياء بَعْضٍ يأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَينْهَوْنَ عَنِ الْمُنكرِ﴾؛4 فَبَدَأَ اللَه بِالأمرِ بِالمَعروفِ و النَّهیِ عَنِ المُنکَرِ فَریضَةً مِنهُ لِعِلمِهِ بِأنَّها إذا أُدِّیَت و أُقیمَت، استَقامَتِ الفَرائِضُ کُلُّها هَیِّنُها و صَعبُها؛ و ذَلِکَ أنَّ الأمرَ بِالمَعرُوفِ و النَّهیَ عَنِ المُنکَرِ دُعاءٌ إلَی الإسلامِ مَعَ رَدِّ المَظالِمِ و مُخالَفَةِ الظّالِمِ و قِسمَةِ الفَیءِ و الغَنائِمِ و أخذِ الصَّدَقاتِ مِن مَواضِعِها و وَضعِها فی حَقِّها.»
«حضرت سیّدالشّهداء از پدرش امیرمؤمنان علیهما السّلام روایت میکند که حضرت فرمود:
ای مردم! به موعظۀ الهی به بندگان مقرّبش توجّه نمایید و از مذمّت احبار و عالمان اهل کتاب عبرت گیرید، که میگوید: چرا علمای الهی و دانشمندان آنها ایشان را از گفتار زشت و سخن حرام باز نمیدارند؟ و همچنین در جای دیگر از قرآن میفرماید: آن کسانی که کافر شدند از بنیاسرائیل مورد لعن الهی قرار دارند. تا اینجا که میفرماید: بسیار زشت و ناپسند است کار ایشان. سپس حضرت میفرماید: علّت مذمّت خداوند و انتقاد از علمای آنها این است که آنها اعمال زشت و ناروا از حکّام ظالم و مستبدّان و مستکبران جامعه مشاهده میکردند، ولی در مقام دفع و سرزنش و ردع آنها بر نمیآمدند؛ به دو جهت: جهت اوّل به واسطۀ طمع در منافع دنیوی و وصول به امیال شهوانی و هواهای نفسانی بود که از حکّام و اینگونه افراد نصیب ایشان میگشت؛ و جهت دوّم به واسطۀ ترس از توبیخ و تهدید و بیم از تضییق و اعمال ناخوشایند آنان، در حالیکه خداوند میفرماید: بیم و هراس از آنان بهخود راه مدهید و از من بترسید. و در جایی دیگر خدای متعال میفرماید: جمیع مردان و زنان مؤمن بعضی از ایشان اولیاء بعضی دیگرند و صاحب امر و نهی و متولّی تربیت دیگرانند، مردم را امر به کار پسندیده میکنند و از ورود در افعال زشت و قبیح برحذر میدارند.
- سوره مائده (٥) آیه ٦٣.
- سوره مائده (٥) آیات ٧٨ و ٧٩.
- سوره مائده (٥) آیه ٤٤.
- سوره توبه (٩) آیه ٧١.
