
امر به معروف و نهی از منکر و شرائط آن
امر به معروف و نهی از منکر و شرائط آن
11در اینجا فرق بین دعوت انبیا و اولیای الهی با سایر افراد از منتحلین و متشبّثین به آنها و متشبّهین به روش و سیره و مرام آنها کاملاً واضح میگردد.
فرق بین تبلیغ انبیاء و اولیای الهی با سایر افراد
در دعوت انبیا و اولیای الهی، نفس هیچ نقش و دخالتی در تبلیغ و دعوت ندارد، و فقط و فقط بر اساس تعلّق تکلیف از جانب پروردگار و اتیان به واجبات عبودیّت و انقیاد در برابر حکم و مشیّت الهی است، چه به نتیجه برسد یا نرسد.
امّا در دعوت سایر افراد، مسألۀ دخالت هواهای نفسانی و رذائل از صفات و ملکات شخصی گرچه در قالب و هیئت دعوت به سوی پروردگار و تحقّق اهداف عالیۀ دین مبین صورت پذیرد، کاملاً تأثیر خود را در کیفیّت ارائۀ دعوت و انذار بروز و ظهور میدهد، و حتّی برای یک فرد عامی واضح میگردد که ورای دعوت به توحید و ارزشهای والای انسانی و کسب ملکات فاضله، مسائل نفسانی و حبّ و بغض دنیوی و تحصیل منافع شخصی ـ از وصول به ریاسات و مراتب عالیۀ آمریّت و ناهویّت و ارضاء ملکات رذیله نفس سرکش و تربیت نشده ـ در میان است.
خدا به حضرت موسی علیه السّلام میفرماید: گرچه فرعون دعوی الوهیّت و خدایی نموده و پا را از حریم عبودیّت فراتر نهاده است، ولی هنوز قلب او تهیّؤ و استعداد تلقّی کلام حق را از دست نداده است و چنانچه با او به مدارا و منطق صحیح ـ نه با دشنام و طرد و لعن و دورباش و باید و نباید ـ صحبت شود ممکن است بر اساس مرتکزات فطری و اندوختۀ عقلانی مطالب حق را بپذیرد و دست از عناد و لجاج بردارد.
اطلاق و تشديد آيات قرآن در لزوم قيام به حقّ و گسترش قسط در جامعه
ما در قرآن مجيد آياتى بر وجوب امر به معروف و نهى از منکر و قيام به قسط داريم؛ و اين آيات اطلاق داشته و اختصاصى به زمانى دون زمانى ندارد. پس إطلاق آنها شامل زمان غيبت، و نسبت به يک يک افراد مسلمان خواهد بود که آنها نبايد با يهود و نصارى آشنايى و مودّت و دوستى داشته باشند و آنها را به خود راه بدهند.
