
الحجة الغراء علی مظلومیة الزهراء
الحجة الغراء علی مظلومیة الزهراء
10از قنفذ هیچ کم ننمود، نه ده هزار درهم و نه نصف نصف آن که پنجهزار درهم باشد، در صورتى که از أبوهریره که عامل او در بحرین بود و حقوق او بیست و چهار هزار درهم بود مبلغ دوازده هزار درهم کم کرد.
سلیم میگوید: من أمیرالمؤمنین علىّ بن أبىطالب علیه السّلام را ملاقات کردم و از علّت این امر سؤال کردم. حضرت فرمود: آیا مىدانى چرا عمر سهمیه قنفذ را کاملاً پرداخت کرد و از او چیزى کم نکرد؟ عرض کردم: نه، نمىدانم. حضرت فرمود: به علّت آنکه چون خواستند به خانه فاطمه بریزند و مرا به مسجد ببرند، چون فاطمه جلو آمد و از ورود عمر و آن جماعت جلوگیرى کرد، قنفذ همان کسى بود که فاطمه را با تازیانه زد و اثر آن تازیانه تا وقتى که فاطمه رحلت نمود مانند دُمْلُج (بازوبند) در روى بازوى او باقیمانده بود.1
أبان از سلیم نیز روایت میکند که او میگوید: من در مسجد رسول خدا با جماعتى که حلقه وار نشسته بودند برخورد کردم، در این جماعت همه هاشمى بودند غیر از سلمان و أبوذر و مقداد و محمّد بن أبىبکر و عمر بن أبىسَلمه و قیس بن سعد بن عباده. در این حال عبّاس بن عبدالمطّـلب از أمیرالمؤمنین علیه السّلام سؤال کرد که: نظریه شما راجع به جریمه ننمودن قنفذ چیست؟ عمر همه عمّال خود را جریمه نموده ولى قنفذ را از جریمه کردن عفو نموده است!؟
حضرت نگاهى به اطراف خود کردند سپس اشک در چشمان آن حضرت حلقه زد و فرمودند: آن به شکرانه ضربتى بوده که قنفذ با تازیانه به فاطمه زد. فاطمه از دنیا رفت، و روى بازوى او از اثر آن تازیانه مانند بازوبند متورّم بود.2
شاید براى بعضى باور کردن تازیانه یا سیلى زدن عمر به دختر رسول خدا مشکل باشد، ولى از مطالعه در حالات و کیفیات زندگى او به دست مىآید که بسیار مرد غلیظ القلب و سنگین دلى بوده و در حالت خشم هیچ چیز غضب او را فرو نمىنشانیده است، مگر آنکه انتقام خود را از طرف بگیرد.
- بحار الأنوار از طبع کمپانى، ج ٨، ص ٢٣٣؛ و از طبع حروفى، ج ٣٠، ص ٣٠٣، به نقل از «کتاب سُلیم بن قیس هلالى»؛ و «کتاب سلیم بن قیس» ص ١٣٤.
- بحار الأنوار از طبع کمپانى، ج ٨، ص ٢٣٣؛ و از طبع حروفى، ج ٣٠، ص ٣٠٣، به نقل از «کتاب سُلیم بن قیس هلالى»؛ و «کتاب سلیم بن قیس» ص ١٣٤.
