
ملاک و میزان در ثبوت هلال اول ماه و عدم کفایت رویت ماه با چشم مسلح
ملاک و میزان در ثبوت هلال اول ماه و عدم کفایت رویت ماه با چشم مسلح
5رؤیت هلال با چشم عادی، ملاک تعیین اول ماه در زمان رسول خدا
حالا صحبت ما این است که: در زمان رسول خدا اوّل ماه چه موقع بود؟ آیا اوّل ماه، اوّل ماهی بود که با چشم عادی میدیدند یا با تلسکوپ و هواپیما میدیدند؟ آن موقع که طیّاره نبود، آن موقع که تلسکوپ نبود، آن موقع که این دوربینهای یک متری و دو متری نبود! با همین چشم، همین چشم ظاهر میدیدند؛ منتها چشم عادی، نه چشم ضعیف و... . میگفتند: «بروید بالای بلندی، بالای کوهی، بالای ارتفاعی، در آنجایی که غُیُومی1 نباشد و هوا صاف باشد، مانعی نباشد، و افق را نگاه کنید، وقتی که هلال هفت هشت درجه از افق بالا آمد، در آنجا قابل رؤیت است.»
اشتراک افق در سرزمینهای مجاور یکدیگر
البتّه این هم بود که در بعضی از موارد، حتّی با وجود ارتفاع داشتن و بالا بودن هلال، ممکن بود که دیده نشود. در اینجا میگفتند: «از اطراف هم بیایند و بگویند، کفایت میکند.»
حکم شب قدر مشکوک
لذا در آن موقع و در همان زمانهای گذشته، معمولاً ماه را در همین شب اوّل میدیدند. و بعد اگر هم شک میکردند، دو شب را به عنوان شب قدر إحیاء میگرفتند. ما یادمان است که در همان زمان سابق وقتی شک میشد بین اینکه امروز است یا نیست، هر دو شب را میگرفتند تا به فیض شب قدر برسند. حتّی یک سال ما یادمان است که وقتی شک داشتیم، مرحوم آقا ـ رضوان اللَه علیه ـ شش شب برای شب قدر به مسجد رفتند؛ شب نوزدهم دو بار، و شب بیستم و یکم و بیست و سوم هم هرکدام دوبار، تا اینکه شب قدر را درک بکنند. چون یا این شب است یا آن شب، و نمیشود بگوییم: آقا ما امشب این را قرار دادیم!
عدم اعتبار رؤیت با تلسکوپ در اثبات اول ماه
روی این جهت، ماهی که در زمان رسول خدا و در زمان ائمه علیهم السّلام اعتبار میشد، ماهی بود که با این دو چشم میدیدند، نه با تلسکوپ، تلسکوپ که در آن موقع نبود، پس با همین چشم میدیدند و بر این چشم تکیه میکردند و روی این چشم حساب باز میکردند! نوزدهم میگرفتند، بیست و یکم میگرفتند و بیست و سوم میگرفتند، و با همین چشم روز عید فطر میگرفتند و با همین چشم روز عرفه میگرفتند و روز عید قربان میگرفتند و ایّامشان را بر این مترتّب میکردند. توجّه کردید؟ با همین چشم ظاهر.
- جمع غيم است به معناى ابر. لغتنامه دهخدا
