یکی از مسائل مورد اختلاف ادیان مسئله طهارت و یا قذارت و نجاست انسان است که علی الخصوص در این ازمنه اخیره مورد دغدغه و کنکاش صاحب نظران واقع شده است مخصوصا در شریعت مقدس اسلام. این مقاله خلاصه کتاب ارزشمند «رساله طهارت انسان» از آیة الله سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس الله سره است که در آن تأملی دوباره و تحقیقی مجدّد در استنباط این مسئله مهم و حیاتی نمودهاند.
طهارت ذاتی انسان
9٣. نجاست شیطان در روایات
وسائل الشیعه: رسول خدا صلّى اللَه عليه و آله و سلّم هر گاه داخل بيت الخلاء مىشد مىفرمود: خدايا به تو پناه مىبرم از آنچه كه پليد و نجس و خبيث و ناپاك و خبيث كننده مىباشد كه آن همانا شيطان رانده و طرد شده است.»1
خب بسيار روشن و واضح است چه در روايت أغلف (شخص ختنه نشده) كه زمين تا چهل روز به حالت نجاست مىماند، مقصود نجاست ظاهرى نيست؛ و كذلك اطلاق لفظ نِجْس بر شيطان به معناى نجاست اصطلاحى نخواهد بود.
٤.
نجاست شرک در بعض روایات
در علل الشرایع از معاذ بن جبل از رسول خدا صلی اللَه علیه و آله که حضرت فرمودند: «خداى متعال قبل از خلقت دنيا به هفت هزار سال من و على و فاطمه و حسن و حسين را خلق فرمود.
از آن حضرت پرسيدم: پس شما كجا بوديد اى رسول خدا؟ حضرت پاسخ داد: ما در عرش پروردگار تسبيح و حمد و تقديس و تمجيد او را مىنموديم.
عرض كردم: بر چه مثال و تعيّنى وجود شما قرار داشت؟ حضرت فرمود: ما اشباح نور بوديم، تا اينكه خداى متعال اراده فرمود خلقت عنصرى و مادّى ما را پديد آورد، آنگاه ما را همچون عمودى از نور بگردانيد و در صلب آدم قرار داد، و همينطور از صلبى به صلب ديگر منتقل شديم درحاليكه هيچگونه نجاست شرك و پليدى كفر دامان ما را نيالود…»2
اين روايت تصريح دارد بر اينكه مقصود از نجاست شرك قذارت باطنى شرك و كدورت معنوى آن است، زيرا وجود خمسه طيّبه قطعاً به صورت حقيقت نوريّه نه به صورت مادّه و عنصر مادّى در اصلاب آباء و امّهات مستقر بوده است، چنانچه در خود روايت به اين معنى تصريح شده است.
و لذا مىتوان اين روايت را به عنوان دليل محكم و قاطع بر مفاد آيه شريفه: ﴿إِنَّما الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ﴾ قرار داد، و مقصود از نجاست شرك را در آيه بر معناى كدورت و قذارت نفسى و معنوى تفسير نمود.
- در «وسائل» باب استحباب التسمية، و در «مَن لايحضُره الفقيه» باب ارتيادِ المكان للحدَث وارد است: وَ كَانَ رَسُولُ اللَهِ صَلَّى اللَهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ إذَا أَرَادَ دُخُولَ الْمُتَوَضَّأَ قَالَ: اللَهُمَّ إنِّى أَعُوذُ بِكَ مِنَ الرِّجْسِ النِّجْسِ الْخَبِيثِ الْمُخْبِثِ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ…
و شبيه اين روايت را در «مستدرك الوسائل» باب استحباب التّسمية و الاستعاذة از كتاب جعفريّات روايت مىكند كه: أميرالمؤمنين عليه السّلام فرمود: رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم به من امر كرد هنگامى كه داخل بيت الخلاء مىشوم اين دعا را بخوانم. - و نيز روايتى در «علل الشّرايع» با سلسله سند… از معاذ بن جبل از رسول خدا نقل مىكند كه حضرت فرمودند: إنَّ اللَهَ عَزَّوَجَلَّ خَلَقَنِى وَ عَلِيًّا وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَ الدُّنْيَا بِسَبْعَةِ آلَافِ عَامٍ. قُلْتُ: فَأَيْنَ كُنْتُمْ يَا رَسُولَ اللَهِ؟ قَالَ: قُدَّامَ الْعَرْشِ نُسَبِّحُ اللَهَ تَعَالَى وَ نَحْمَدُهُ وَ نُقَدِّسُهُ وَ نُمَجِّدُهُ. قُلْتُ: عَلَى أَىِّ مِثَالٍ؟ قَالَ: أَشْبَاحُ نُورٍ، حَتَّى إذَا أَرَادَ اللَهُ عَزَّوَجَلَّ أَنْ يَخْلُقَ صُوَرَنَا، صَيَّرَنَا عَمُودَ نُورٍ ثُمَّ قَذَفَنَا فِى صُلْبِ آدَمَ، ثُمَّ أَخْرَجَنَا إلَى أَصْلَابِ الْآبَاءِ وَ أَرْحَامِ الْأُمَّهَاتِ وَ لَايُصِيبُنَا نِجْسُ الشِّرْكِ وَ لَا سِفَاحُ الْكُفْرِ…
- در «وسائل» باب استحباب التسمية، و در «مَن لايحضُره الفقيه» باب ارتيادِ المكان للحدَث وارد است: وَ كَانَ رَسُولُ اللَهِ صَلَّى اللَهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ إذَا أَرَادَ دُخُولَ الْمُتَوَضَّأَ قَالَ: اللَهُمَّ إنِّى أَعُوذُ بِكَ مِنَ الرِّجْسِ النِّجْسِ الْخَبِيثِ الْمُخْبِثِ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ…

