یکی از مسائل مورد اختلاف ادیان مسئله طهارت و یا قذارت و نجاست انسان است که علی الخصوص در این ازمنه اخیره مورد دغدغه و کنکاش صاحب نظران واقع شده است مخصوصا در شریعت مقدس اسلام. این مقاله خلاصه کتاب ارزشمند «رساله طهارت انسان» از آیة الله سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس الله سره است که در آن تأملی دوباره و تحقیقی مجدّد در استنباط این مسئله مهم و حیاتی نمودهاند.
طهارت ذاتی انسان
14و امّا مطلب سوّم اينكه: در آيه شريفه حكمِ مترتّب بر نجاست مشركين را عدم قرب و نزديكى به مسجد الحرام ذكر كرده است؛ و اين تعبير مناسبتى با قذارت ظاهرى و نجاست ظاهرى ندارد، زيرا گر چه موجب تنجيس مسجد الحرام مىباشند، امّا تعبير به عدم اقتراب در مورد تنجيس ظاهرى لغو و بىمعنى خواهد بود، و ما در هيچ مورد از موارد نجاسات سراغ نداريم كه فرموده باشند چيز نجس را حتّى نزديك مسجد و يا مسجد الحرام نبريد. بنابراين همچنانكه خداى متعال در توصيف بيت خود عنوان طهارت و پاكيزگى را بر آن اطلاق نموده است، چنانچه در آيه ١٢٥ از سوره بقره مىفرمايد:
﴿وَ عَهِدْنَآ إِلَى إِبْرَ هِيمَ وَ إِسْمعِيلَ أَن طَهّرَا بَيْتِىَ لِلطَّآئِفِينَ وَ الْعكِفِينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ﴾،
و در آيه ٢٦ از سوره حجّ مىفرمايد: ﴿وَ إِذْ بَوَّأْنَا لِإِبْرَ هِيمَ مَكَانَ الْبَيْتِ أَن لَّاتُشْرِكْ بِى شَيْئًا وَ طَهِّرْ بَيْتِىَ لِلطَّآئِفِينَ وَ الْقَآئِمِينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ﴾.
آنچه مناسب با تطهير بيت در سياق آيات است عدم تلوّث آن به كثرات و قذارتهاى روحى و معنوى است
ملكوت بيت اللَه الحرام و عدم تلوّث آن به ملوّثات عالم كثرات و خلوص و تركّز آن بر حقيقت توحيد است، نه طهارت ظاهر و پاكيزگى جسمى و ظاهرى، قذارت روحى و كدورت معنوى و ظلمت باطنى و نفسى خواهد بود، لذا مىفرمايد: ﴿فَلَا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرَام﴾؛ يعنى با اين كدورت باطن حتّى نزديك آن ساحت مقدّس و ملكوتى و مطهّر نبايد شوند، و اين معنى بسيار روشن و واضح و بدون اشكال خواهد بود؛ چنانچه مرحوم علّامه طباطبائى ـ رضوان اللَه عليه ـ نيز بر اين معنى تصريح دارند.
و امّا مطلب چهارم: شكّى نيست كه انعقاد ظهور از لفظ و تلقّى آن توسّط مخاطبين بالخطاب، بر اساس كيفيّت تحقّق موضوع و ارتكاز آن در نفس مخاطب است و اين مسأله مبتنى بر كيفيّت دلالت شواهد و حكايت قرائن حاليه و مقاليه و مقارنات در زمان تلقّى خطاب و حتّى ممكن است پس از آن نيز باشد. بناءً عليهذا انعقاد و تشكّل ظهور نه يك امر اعتبارى بلكه يك حقيقت عرفيّه و طبعيّه است و اعتبار شخص هيچ دخالتى در نحوه تكوّن و تشكّل آن ندارد.

