اهمیت مساله حج و فلسفه آن
22يُسْتَحَبُّ أَنْ تَقُولَ بَيْنَ الرُّكْنِ وَ الْحَجَرِ: اللَهمَّ ءَاتِنَا فِى الدُّنْيَا حَسَنَةً وَ فِى الْأخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ! وَ قَالَ: إنَّ مَلَكاً مُوَكَّلًا يَقُولُ: ءَامِينَ!1
« مستحبّ است كه حاجى در هنگام طواف بين ركن يمانى و حجرالأسود بگويد:
خدايا در دنيا بما نيكى عطا فرما و در آخرت نيز نيكى عطا فرما، و ما را از عذاب آتش حفظ فرما! بعد حضرت فرمودند: ملكى از ملائكه پروردگار مىگويد: آمين!»
و روايات عديده ديگرى نيز حاكى است كه شخص طائف مستحبّ است زبان او به ذكر اذكار خصوصاً صلوات بر محمّد و آل محمّد و ادعيه مأثوره مترنّم باشد و توجّه او به معانى اذكار و ادعيه متمركز گردد.
تفسير نادرست از قرار دادن كعبه در حين طواف در سمت چپ
حال چطور ممكن است شخصى هم دقيقاً متوجّه سمت كعبه باشد و هم به اذكار و توجّه به ادعيه مشغول گردد؟!
به عبارت ديگر: آيا مىشود انسان دقّت در سمتگيرى كعبه و محاذات دقيق شانه چپ با كعبه خصوصاً هنگام عبور از زاويه بيت اللَه را با توجّه تامّ به اذكار و خلوص نيّت و اشتغال به ياد محبوب جمع نمايد؟
بديهى است پرداختن به ظاهر طواف و تفسير نادرست از محاذات مِنكَب أيسر با كعبه مكرّمه موجب تعطيل بالكلّيّه جميع حيثيّات و شؤون حاجى در هنگام اشتغال به اين فريضه مهمّ خواهد شد، و يكسره او را در اشتغال به محاسبه و دقّت در زاويههاى بيت اللَه، و بالمآل عدم فهم و ادراك از حقيقت طواف و تعطيل قوا و حضور در محضر حضرت ربوبى وا مىدارد؛ و طوافى را كه بايد كاملًا با حضور قلب و توجّه سرّ به مبدأ اعلى و انغمار در بحار انوار شهود و حضور حضرت حقّ باشد، به يك عمل خشك و جامد و توخالى و ظاهرى بى محتوى مبدّل خواهد نمود. آيا مقصود و منظور ائمّه دين ما از طواف اين طواف است يا طواف ديگرى؟! قضاوت با خوانندگان و متأمّلين و متدبّرين خواهد بود.
- الكافى، كتاب الحج، باب الطواف و استلام الاركان، حديث ٧، ج ٤، ص ٤٠٨.

