اهمیت مساله حج و فلسفه آن
20و حجّ اين خانه را يك عمل جبرى اضطرارى از ناحيه أهرمن شيطانى براى عقوبت جلوه دهد. اين همان مجوسيّت محضه است.
همه غذاهاى مسافران و ميهمانخانه و آشاميدنيهاى آنها حلال و طاهر است، همه آبهاى مترشّحه از ناودانها و جويها طاهر است مگر زمان علم به نجاست. بنابراين اى آقاى من اينك با اين ترشّحى كه به تو شده است برخيز و نمازت را بجاى آور، و اصلًا تصوّر نجاست و عدم طهارت در خودت منماى كه بدون شكّ از تسويلات شيطان است كه ميخواهد انسان را از فيض عظيم نماز و بيتوته و توجّه و دعا در اين مسجد شريف محروم دارد.1
بيان كنندگان مسائل شرعى در حج با ايراد شبهات حجاج را در دلهره و تشويش قرار مىدهند
حال بيائيم و ببينيم افرادى كه موظّف به بيان مسائل شرعيّه حجّ و رفع اشكال از افعال و اعمال حجّاج و متعهّد به تصحيح مناسك حجّ مىباشند چطور با ايراد شبهات و القاء مخوّفات نسبت به نمازهاى حاجى و على الخصوص نماز طواف نساء و حكم به بطلان نماز در صورت عدم رعايت صحيح تلفّظ كلمات چه بر سر آنها و حجّ آنها و نيّت پاك آنها در مىآورند! و چگونه آنها را در تشويش و اضطراب و دلهره قرار مىدهند! و چگونه حجّ را بر آنها فاسد مىگردانند! و چگونه ترس از عواقب بطلان حجّ و بقاء در احرام و يا بقاء بر حرمت تماس و نكاح را بر وجود آنان مستولى مىنمايند!
مگر نماز طواف نساء با نمازهاى ساير اوقات و نماز صبح تفاوت دارد؟! و چرا در مورد ساير نمازها حكم به بطلان و اخذ نائب نمىكنيد؟ و چگونه از ادلّه جواز و يا وجوب نائب در صورت عدم استطاعت بر اداء و اتيان عملى از اعمال حجّ حكم به وجوب استنابه از صلوة طواف نساء را مىكنيد، درحاليكه تكليف الهى بر آن فرد اتيان نماز به همان كيفيّت موجوده بالفعل و قدرت بر اداء صلوة به نحو عادى و متعارف اوست؟ و آنگاه شخص حاجى با هزار ترس و دلهره از بطلان نماز و ترتّب عواقب بطلان، يكسره خود را در خسران و بدبختى و بيچارگى احساس نموده براى دفع اين محظور به هر وسيلهاى متمسّك مىگردد، و آن افراد هم كه فرصت را غنيمت شمرده با اخذ مبالغ قابل توجّه استنابه از نماز را به عهده مىگيرند، و بازار داد و ستد و معاملات را حتّى در عبادات و اعمال رونق و صفا مىبخشند!2
- بياد مىآورم روزى به اتّفاق مرحوم والد- رضوان الله عليه- به ديدن چشم پزشك ايشان جناب صديق محترم و برادر عزيزم آقاى دكتر حاج سيّد حميد سجّادى- وفّقه الله لمرضاته- به منزلشان رفتيم. در ضمن مكالمات، صحبت از بعضى احتياطهاى بيجا و تكرار در اعمال كه موجب تشويش خاطر و ايجاد شكّ و ترديد در صحّت عبادت مىشود بميان آمد. ايشان بمناسبت، داستانى بس تأسّفانگيز از سفر حجّ واجب خود و كيفيّت بيان احكام و مسائل روحانى كاروان نمودند كه حقيقتاً تمام افراد مجلس را در تألّم و تأثّر شديد فرو برد.
- ايشان گفتند: بواسطه تشكيك آن روحانى در اعمال حجّ ما مجبور بوديم هر عملى را چند بار تكرار نمائيم تا يقين به صحّت آن پيدا نمائيم. منجمله من هفده بار نماز طواف نساء خواندم و آنچنان دلهره و اضطراب مرا فرا گرفت كه اصلًا نفهميدم چه حجّى بجاى آوردم و از كجا شروع كردم و به كجا ختم نمودم! و بحدّى اين كيفيّت عمل روحانى مذكور اثر سوئى در من گذاشت كه بكلّى از حجّ بيزار و برىّ گشتم و با خود عهد كردم تا زنده هستم ديگر به مكّه بر نگردم. و در آخر به آن روحانى گفتم: در روز قيامت ترا پيش جدّم رسول خدا مىبرم و به او مىگويم: اگر حجّ اينست كه اين روحانى به ما آموخت من از دين تو برمىگردم، و اگر آن است كه خلافش را به ما آموخت دادِ من را از اين فردى كه ما را بكلّى از حجّ بيزار نمود بگير! و ايشان حتّى در هنگام بيان اين داستان آنچنان ملتهب و مضطرب گرديده بود كه مرحوم والد با دست اشاره كردند كه به صحبت ادامه ندهد. وقتى كه از منزل آقاى دكتر سجّادى بيرون آمديم مرحوم والد- رضوان الله عليه- رو كردند به من و فرمودند: ببين اين روحانىها با دين مردم چه مىكنند! و چطور آنها را با احتياطهاى بىجا و بيمورد از دين بيزار مىكنند، و آن حجّى را كه بايد طعم حلاوت آن و انبساط قلب و انشراح صدرى كه از آن حاصل مىشود موجب شوق و رغبت و عشق به مراجعت مجدّد به حرم الهى گردد بر آنها زهر مار مىنمايند! و همچون ديو و غولى مهيب موجب تنفّر و انزجار آنها مىگردانند، بطورى كه ديگر جرأت تكرار اين فريضه بزرگ را در خود نمىبينند. چنانچه خود ايشان مكرّر مىگفتند: ديگر من به حجّ يا عمره نخواهم رفت. البتّه ناگفته نماند: حقير پس از مدّتى طىّ مباحثاتى پيرامون سهل و آسان بودن شريعت مقدّس اسلام با ايشان به ذكر اين نكته پرداختم و براى ايشان مستدلّاً ثابت كردم كه كردار آن روحانى كاروان صددرصد باطل و بر خلاف سنّت و روش زعماى دين بوده است و هيچگاه خداى متعال بدين اعمال و راهنمائيها رضايت ندارد، و اگر با هم به سفرى به حجّ يا عمره مشرّف شويم خواهيد ديد كه اين حجّ چقدر شيرين و دلپسند و با طمأنينه و روح افزا و دلچسب است، بطوريكه هر سال شوق ديدار خانه محبوب و ملاقات با جلوات مخصوصه حجّ شما را به آنسوى بكشاند و نه تنها هيچگونه اضطراب و تشويشى عارض شما نگردد، بلكه دائماً در حال بهجت و سرور تمنّاى حضور بيشتر و فيض كاملترى را بنمائيد؛ گرچه مع الأسف هنوز توفيق تشرّف در معيّت صديق محترم براى حقير دست نداده است. رزقنا الله جميعاً الوفود إلى بيته الكريم على ما هدانا الله و هدانا رسولُه و الأئمّة المنتجبين عليهم السّلام، آمين.

