اهمیت مساله حج و فلسفه آن
19اين مردم بدبخت را شما از ميقات تا خروج از احرام از خدا جدا مىكنيد! از وقت احرام در تشويش مىاندازيد كه مبادا ترشّحى به بدنم، به احرامم برسد. مبادا شانهام از خانه منحرف شود. مبادا در حال طواف از مطاف بيرون آيم. مبادا نمازم باطل باشد. مبادا طواف نِساءَم باطل آيد و تا آخر عمر زن بر خانهام حرام باشد.
هيچيك از اينها در شريعت نيامده است. همين نماز معمولى كه خود مردم ميخوانند درست است. طوافشان درست است. شما آنها را باطل مىكنيد و مُهر بطلان به آنها ميزنيد! و ترشّح همين آبهاى مشكوك را نجس دانسته ايد!
و در اينصورت، حجّ مردم بكلّى ضايع شده است. يعنى حاجى كه بايد از ميقات تا پايان عمل همهاش با خدا باشد، و با تقصير و حَلْق از انقطاع به خدا و احرام با خدا بيرون آيد؛ از ابتداى احرام از خدا منصرف مىشود، و اين انصراف و تشويش و تزلزل براى او باقى مىماند تا آخر عمل؛ وقتى از عمل فارغ شد، اينجا نفس راحتى مىكشد و خدا را مىيابد.
احتیاطهایی که مستلزم توجه به نفس عمل و غفلت از خداست غلط می باشد
تمام احتياطهائى كه در اين موارد انجام داده مىشود و مستلزم توجّه به نفسِ عمل و غفلت از خداست، همهاش غلط است.
در شريعت رسول اللَه و در زمان رسول اللَه كجا اينگونه احتياط كاريهاى عَسِر و حَرِج آمده است؟ اصل اوّلى عدم عُسْر و عدم حَرَج و عدم ضَرر است. اصل اوّلى ما در قرآن كريم ﴿وَ تَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا﴾ است. (يعنى يكسره از همه ببُر و به خداوند روى آور). مراد حقيقى از احتياط در «وَ خُذْ بِالاحْتياطِ فى جَميعِ ما تَجِدُ إلَيْهِ سَبيلًا»
احتياطى را كه مرحوم قاضى قدَّس اللَه سرَّه در ضمن حديث عنوان بصرى دستور العمل همه شاگردهايش قرار داده بود كه: وَ خُذْ بِالاحْتِيَاطِ فِى جَمِيعِ مَا تَجدُ إلَيْهِ سَبِيلًا (و در هر جائى كه به سوى احتياط راه يافتى آنرا پيشه خود ساز!) منظور عملى است كه راه انسان را به خدا باز كند، نه آنكه موجب سدّ طريق شود، و راه توجّه و ابتهال و حضور قلب را بگيرد. مقصود عملى است كه براى مؤمن يقين آورد و وى را در ايمان مستحكم كند، نه آنكه او را متزلزل و مشوّش كند، و بيت اللَه الحرام را در نزد او خانه عقوبت مُجَسّم كند.

