اهمیت مساله حج و فلسفه آن
14سفارش اميرالمؤمنين عليه السّلام به حج در آن شرائط خاص، جدا نمودن مسأله حج از مسأله طواغيت و حكام جور است.
سفارش اميرالمؤمنين عليه السّلام به حج در آن شرائط خاص، جدا نمودن مسأله حج از مسأله طواغيت و حكام جور است
بايد توجّه داشت كه حضرت در زمانى اين توصيه اكيد و سفارش ويژه را مىنمايند كه مىدانند قطعاً حكومت پس از ايشان از مسير حقّ و صراط مستقيم كه همانا صراط ائمّه هدى و حكومت عدل رسول خدا صلّى اللَه عليهم أجمعين است، خارج خواهد شد و به دست نااهلان و طواغيت زمان و ائمّه كفر و الحاد يعنى بنىاميّه و بنىمروان و بنىعبّاس خواهد افتاد؛ و حكّامِ بر اماكن اسلامى و سرزمين وحى را طاغوتان و دشمنان دين تشكيل مىدهند و زمام امور مكّه و بيت اللَه الحرام را همان طواغيت عهدهدار خواهند شد. كسانى كه با تمام قوا به جنگ با حقّ و حقيقت و نبرد با مبانى اسلام بپا خواهند خاست و حقّ را از مسير خود منحرف خواهند نمود، و اسلام را از صراط قويم و مستقيم به بيراهه و بيغوله خواهند كشاند، و اولياء دين و ائمّه معصومين را از دم تيغ خواهند گذراند و آنها و ذريّه آنان و ساير شيعيان را به وادى هلاكت و بوار خواهند كشاند و در زندانها و شكنجهگاهها آنها را نابود خواهند كرد.
آرى! با توجّه به اين نكات باز مىبينيم كه اينقدر تأكيد و اصرار بر اداى مناسك حجّ و اتيان به سرزمين وحى از حضرت صادر شده است. و اين معنى حكايت از آن مىكند كه أميرالمؤمنين عليه السّلام حساب حجّ و خانه خدا را از حساب حكّام زمان و طواغيت دوران جدا كردهاند و اداى مناسك حجّ و وفود به خانه وحى را از زعامت و استيلاى حكّام جور و خائنين به دين و كيان اسلام بر اماكن متبرّكه فرق گذاردند، و نگفتند: حال كه خانه خدا در اختيار حكّام جائر همچون معاويه و يزيد مىباشد، رفتن بدانجا حرام و گريز از آن واجب است؛ بلكه نهايت دقّت و ظرافت را در بدور نگهداشتن حرم امن و امان الهى از خلاف و تشنّج و اختلافات و تشتّتها و تصفيه حسابها و سوء استفادهها بكار بردند. و سيّد و سالار شهداءِ تاريخ: حضرت حسين بن علىّ صلوات اللَه و سلامه عليهما جهت حفظ حريم امن الهى و صيانت مطاف مسلمين، حجّ خود را به عمره مفرده مبدّل نمود و از مكّه بيرون آمد تا مبادا با اقدام پليدانه كوردلان اموى حرم امن الهى شاهد اغتيال و ترور شخصيّتى همچون فرزند رسول خدا باشد.1
- الملهوف على قتلى الطّفوف، ص ١٢٧؛ هذا نصّه: وَ رُويَتْ بِالْإسْنادِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ داودَالْقُمّىِّ بِالْإسْنادِ عَنْ أبى عَبْدِ اللَهِ عَلَيْهِ السَّلامُ قالَ: جآءَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَنَفيَّةِ إلَى الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلامُ فى اللَيْلَةِ الَّتى أرادَ الْحُسَيْنُ الْخُروجَ فى صَبيحَتِها عَنْ مَكَّةَ، فَقالَ لَهُ: يا أخِى! إنَّ أهْلَ الْكوفَةِ مَنْ قَدْ عَرَفْتَ غَدْرَهُمْ بِأبيكَ وَ أخيكَ، وَ قَدْ خِفْتُ أنْ يَكونَ حالُكَ كَحالِ مَنْ مَضَى؛ فَإنْ رَأيْتَ أنْ تُقيمَ فَإنَّكَ أعَزُّ مَنْ بِالْحَرَمِ وَ أمْنَعُهُ. فَقالَ: يا أخى خِفْتُ أنْ يَغْتالَنى يَزيدُ بْنُ مُعاويَةَ بِالْحَرَمِ، فَأكونَ الَّذى يُسْتَباحُ بِهِ حُرْمَةُ هَذا الْبَيْتِ.

